greaser

[ایالات متحده]/'ɡri:zə/
[بریتانیا]/ˈɡrisɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روانکار برای اعمال چربی.

جملات نمونه

He styled his hair with greaser flair.

او موهایش را با سبک خاص خود پیر سر مرتب کرد.

The greaser mechanic fixed the car quickly.

مکانیک پیر سر ماشین را به سرعت تعمیر کرد.

She loves the greaser fashion from the 1950s.

او مد گرئیسری از دهه 1950 را دوست دارد.

The greaser gang roamed the streets at night.

گنگ پیر سر شب‌ها در خیابان‌ها پرسه می‌زد.

He's known for his greaser attitude and tough demeanor.

او به خاطر نگرش و رفتاری سخت و خشن خود به عنوان یک گرئیسری شناخته شده است.

The greaser motorcycle club held a charity event.

باشگاه موتورسواری گرئیسری یک رویداد خیریه برگزار کرد.

She dressed up as a greaser for the costume party.

او برای مهمانی لباس، خود را مانند یک گرئیسری لباس کرد.

The greaser character in the movie was a rebel with a cause.

شخصیت گرئیسری در فیلم یک شورشی با هدف بود.

He's a fan of greaser music and vintage cars.

او طرفدار موسیقی گرئیسری و ماشین‌های قدیمی است.

The greaser look became popular in the rockabilly subculture.

ظاهر گرئیسری در زیر فرهنگ راکابیلی محبوب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید