greeve

[ایالات متحده]/ɡriːv/
[بریتانیا]/ɡriːv/

ترجمه

n. لباس پایین پا؛ پوشش فلزی حفاظتی که روی پایین پا پوشانده می‌شود.
شکل‌های واژه
جمعgreeves

جملات نمونه

she still greeves over her mother's passing.

او هنوز از رفتن مادرش افسرده است.

the village continues to greeve the tragic loss of their beloved teacher.

دیروز روستا به دلیل زیان فاجعه‌بار از معلم عزیزش افسرده است.

he greeves deeply about the mistake he made.

او به عمق اشتباهی که کرده افسرده است.

they greeve together, finding strength in shared sorrow.

آنها با هم افسردگی می‌کنند و قدرتی از افسردگی مشترک پیدا می‌کنند.

the nation will long greeve this profound tragedy.

کشور به این فاجعه عمیق به مدت طولانی افسرده خواهد بود.

she greeves in silence, her grief unspoken.

او به سکوت افسرده است، افسردگی او گفته نشده است.

time helps those who greeve to find peace eventually.

زمان به افرادی که افسرده اند کمک می‌کند تا در نهایت آرامش پیدا کنند.

many families greeve the absence of their displaced loved ones.

بسیاری از خانواده‌ها از غیبت عزیزان خود که از جای خود براندازیده شده‌اند افسرده اند.

the widower continues to greeve his wife's memory.

مُرُض به یاد همسرش افسرده می‌ماند.

we must allow people to greeve in their own way.

ما باید به مردم اجازه دهیم که به روش خود افسرده شوند.

she greeves the loss of her childhood home.

او از از دست دادن خانه کودکی‌اش افسرده است.

the survivors greeve those who were taken too soon.

باقی‌ماندگان از افرادی که زودتر گرفته شدند افسرده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید