greybeard

[ایالات متحده]/ˈɡreɪbɪəd/
[بریتانیا]/ˈɡreɪbɪrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مرد پیر، به ویژه یکی با موهای خاکستری
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

greybeard wisdom

حکمت سبیل خاکستری

greybeard veteran

پیرمرد با تجربه

greybeard scholar

دانشمند سبیل خاکستری

greybeard leader

رهبر سبیل خاکستری

greybeard figure

شخصیت سبیل خاکستری

greybeard character

شخصیت سبیل خاکستری

greybeard mentor

استاد سبیل خاکستری

greybeard tradition

آداب و رسوم سبیل خاکستری

greybeard friend

دوست سبیل خاکستری

greybeard storyteller

راوی داستان سبیل خاکستری

جملات نمونه

the greybeard told fascinating stories of his youth.

ریش‌سفید داستان‌های جذاب و شگفت‌انگیزی از دوران جوانی‌اش تعریف کرد.

many admire the wisdom of the greybeard in our community.

بسیاری از افراد خرد و حکمت ریش‌سفید را در جامعه ما تحسین می‌کنند.

the greybeard sat by the fire, reminiscing about the past.

ریش‌سفید کنار آتش نشست و در حال یادآوری خاطرات گذشته بود.

in the old tales, the greybeard often serves as a mentor.

در داستان‌های قدیمی، ریش‌سفید اغلب به عنوان یک راهنما خدمت می‌کند.

the greybeard’s advice was invaluable during tough times.

مشورت ریش‌سفید در زمان‌های سخت بسیار ارزشمند بود.

children gathered around the greybeard to listen to his wisdom.

کودکان دور ریش‌سفید جمع شدند تا به خرد او گوش دهند.

the greybeard often shared his knowledge of the stars.

ریش‌سفید اغلب دانش خود را در مورد ستارگان به اشتراک می‌گذاشت.

everyone respects the greybeard for his life experiences.

همه افراد به دلیل تجربیات زندگی‌اش به ریش‌سفید احترام می‌گذارند.

the greybeard enjoyed fishing and telling tales by the lake.

ریش‌سفید از ماهیگیری و تعریف داستان‌ها کنار دریاچه لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید