greyer than
سیاهتر از
greyer skies
آسمانهای سیاهتر
becoming greyer
در حال شدن سیاهتر
greyer outlook
نگاهی سیاهتر
days greyer
روزهای سیاهتر
world greyer
دنیای سیاهتر
greyer mood
حالت سیاهتر
future greyer
آیندهای سیاهتر
the first greyers appeared at her temples, marking the passage of time.
اولین رنگهای خاکی در پشت گردن او ظاهر شدند و زمان گذشته را نشان دادند.
the greyers of twilight settled over the quiet countryside.
رنگهای خاکی نیمهشب بر روی روستای آرام فرو رفته بود.
his dark beard was now streaked with distinguished greyers.
چرخ دم او که تاریک بود، اکنون با خطوطی از رنگهای خاکی متمایز شده بود.
morning greyers gave way to bright sunshine by noon.
رنگهای خاکی صبحی تا نیمهشب به نور خورشید روشن جای داد.
the greyers in her hair caught the light when she turned her head.
رنگهای خاکی در موی او وقتی که سر خود را چرخاند نور را جذب کردند.
age brought greyers and gravitas to his once-boyish face.
سن باعث شد که رنگهای خاکی و جدیت به چهرهای که یک زمان پیش بچگی داشت، بیاید.
the greyers on the horizon indicated an approaching storm.
رنگهای خاکی در افق نشان دهنده یک باران نزدیک بود.
silver greyers mingled with the black of his thick hair.
رنگهای خاکی نقرهای با تاریکی موی ضخیم او مخلوط شدند.
the photographer captured the beautiful greyers of the overcast sky.
فotograf رنگهای خاکی زیبای آسمان ابری را ثبت کرد.
she ran her fingers through the greyers that were slowly overtaking her hair.
او انگشتان خود را از طریق رنگهای خاکی که به آرامی موی او را فتح میکردند، حرکت داد.
the old man's face was weathered by years, his greyers telling stories of a full life.
چهره مرد سالخوردهای توسط سالها تغییر یافته بود، رنگهای خاکی داستانهایی از یک زندگی پر از رویداد را روایت میکردند.
autumn greyers painted the forest in shades of silver and gold.
رنگهای خاکی پاییز، جنگل را با رنگهای نقرهای و طلایی رنگ کردند.
greyer than
سیاهتر از
greyer skies
آسمانهای سیاهتر
becoming greyer
در حال شدن سیاهتر
greyer outlook
نگاهی سیاهتر
days greyer
روزهای سیاهتر
world greyer
دنیای سیاهتر
greyer mood
حالت سیاهتر
future greyer
آیندهای سیاهتر
the first greyers appeared at her temples, marking the passage of time.
اولین رنگهای خاکی در پشت گردن او ظاهر شدند و زمان گذشته را نشان دادند.
the greyers of twilight settled over the quiet countryside.
رنگهای خاکی نیمهشب بر روی روستای آرام فرو رفته بود.
his dark beard was now streaked with distinguished greyers.
چرخ دم او که تاریک بود، اکنون با خطوطی از رنگهای خاکی متمایز شده بود.
morning greyers gave way to bright sunshine by noon.
رنگهای خاکی صبحی تا نیمهشب به نور خورشید روشن جای داد.
the greyers in her hair caught the light when she turned her head.
رنگهای خاکی در موی او وقتی که سر خود را چرخاند نور را جذب کردند.
age brought greyers and gravitas to his once-boyish face.
سن باعث شد که رنگهای خاکی و جدیت به چهرهای که یک زمان پیش بچگی داشت، بیاید.
the greyers on the horizon indicated an approaching storm.
رنگهای خاکی در افق نشان دهنده یک باران نزدیک بود.
silver greyers mingled with the black of his thick hair.
رنگهای خاکی نقرهای با تاریکی موی ضخیم او مخلوط شدند.
the photographer captured the beautiful greyers of the overcast sky.
فotograf رنگهای خاکی زیبای آسمان ابری را ثبت کرد.
she ran her fingers through the greyers that were slowly overtaking her hair.
او انگشتان خود را از طریق رنگهای خاکی که به آرامی موی او را فتح میکردند، حرکت داد.
the old man's face was weathered by years, his greyers telling stories of a full life.
چهره مرد سالخوردهای توسط سالها تغییر یافته بود، رنگهای خاکی داستانهایی از یک زندگی پر از رویداد را روایت میکردند.
autumn greyers painted the forest in shades of silver and gold.
رنگهای خاکی پاییز، جنگل را با رنگهای نقرهای و طلایی رنگ کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید