greys

[ایالات متحده]/ɡreɪz/
[بریتانیا]/ɡreɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فرم خاکستری؛ لباس خاکستری؛ اسب خاکستری؛ اسب سفید
v. سوم شخص مفرد فرم خاکستری؛ خاکستری شدن؛ پیر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

greys anatomy

آناتومی گری

shades of greys

سایه‌های خاکستری

greys scale

مقیاس خاکستری

greys matter

ماده خاکستری

greys wolf

گرگ خاکستری

greys zone

منطقه خاکستری

greys ghost

روح خاکستری

greys sky

آسمان خاکستری

greys team

تیم خاکستری

greys world

جهان خاکستری

جملات نمونه

the sky was filled with greys as the storm approached.

آسمان با رنگ‌های خاکستری پر شده بود زیرا طوفان نزدیک می‌شد.

she chose a dress in various shades of greys.

او لباسی با طیف‌های مختلف خاکستری انتخاب کرد.

the artist used greys to create a moody atmosphere.

هنرمند از خاکستری برای ایجاد فضایی احساسی استفاده کرد.

greys can be very calming in interior design.

خاکستری‌ها می‌توانند در طراحی داخلی بسیار آرامش‌بخش باشند.

he prefers greys over bright colors in his wardrobe.

او ترجیح می‌دهد رنگ‌های خاکستری را به رنگ‌های روشن در کمد لباس خود انتخاب کند.

the painting featured a blend of blues and greys.

در نقاشی ترکیبی از رنگ‌های آبی و خاکستری وجود داشت.

her hair had started to show greys over the years.

موهای او شروع به نشان دادن رنگ‌های خاکستری در طول سال‌ها کرده بود.

greys are often associated with neutrality and balance.

خاکستری‌ها اغلب با خنثی بودن و تعادل مرتبط هستند.

the designer paired greys with vibrant colors for contrast.

طراح رنگ‌های خاکستری را با رنگ‌های زنده برای ایجاد کنتراست ترکیب کرد.

she painted her room in soft greys to create a serene space.

او اتاق خود را با رنگ‌های خاکستری ملایم نقاشی کرد تا فضایی آرام ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید