griddlecake

[ایالات متحده]/ˈɡrɪdəlkeɪk/
[بریتانیا]/ˈɡrɪdəlkeɪk/

ترجمه

n. نوعی کیک تخت که روی تابه پخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

griddlecake recipe

دستور العمل پنکیک

griddlecake mix

مخلوط پنکیک

griddlecake batter

خمیر پنکیک

griddlecake breakfast

صبحانه پنکیک

griddlecake toppings

مواد روی پنکیک

griddlecake pan

تابه پنکیک

griddlecake stand

پیچ پنکیک

griddlecake festival

جشنواره پنکیک

griddlecake shop

فروشگاه پنکیک

griddlecake lover

عاشق پنکیک

جملات نمونه

she made a delicious griddlecake for breakfast.

او یک پنکیک خوشمزه برای صبحانه درست کرد.

he topped his griddlecake with fresh fruit and syrup.

او پنکیک خود را با میوه و شربت تازه تزئین کرد.

griddlecake is a popular dish in many cultures.

پنکیک یک غذای محبوب در بسیاری از فرهنگ ها است.

they enjoyed griddlecake during their picnic in the park.

آنها از خوردن پنکیک در پیک نیک خود در پارک لذت بردند.

she learned to make griddlecake from her grandmother.

او طرز تهیه پنکیک را از مادربزرگش یاد گرفت.

for lunch, i had a savory griddlecake filled with vegetables.

برای ناهار، من یک پنکیک خوشمزه با سبزیجات خوردم.

griddlecake can be served with a variety of toppings.

پنکیک را می توان با انواع مختلف مواد روی آن سرو کرد.

he prefers his griddlecake crispy on the outside.

او ترجیح می دهد پنکیکش در خارج از آن ترد باشد.

they had a family tradition of making griddlecake on weekends.

آنها یک سنت خانوادگی برای درست کردن پنکیک در آخر هفته داشتند.

she experimented with different flavors for her griddlecake recipe.

او با طعم های مختلف برای دستور العمل پنکیک خود آزمایش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید