grinch

[ایالات متحده]/ɡrɪntʃ/
[بریتانیا]/ɡrɪntʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که لذت دیگران را خراب می‌کند; کسی که خنک‌کننده یا مخرّب شادی است

عبارات و ترکیب‌ها

grinch attitude

حرف غر

grinch spirit

روح غر

grinch heart

قلب غر

grinch moment

لحظه غر

grinch smile

لبخند غر

grinch face

چهره غر

grinch laugh

خنده غر

grinch behavior

رفتار غر

grinch style

سبک غر

grinch story

داستان غر

جملات نمونه

the grinch stole christmas from the town.

غرینچ کریسمس را از شهر دزدید.

don't be a grinch during the holiday season.

در طول فصل تعطیلات غرینچ نباشید.

he acted like a grinch when he refused to donate.

وقتی که کمک نکرد، مثل غرینچ رفتار کرد.

everyone thought he was a grinch for not celebrating.

همه فکر کردند که او به خاطر عدم جشن گرفتن غرینچ است.

the grinch's heart grew three sizes that day.

قلب غرینچ آن روز سه برابر بزرگتر شد.

she called him a grinch for skipping the party.

او او را غرینچ خطاب کرد به خاطر اینکه در مهمانی شرکت نکرد.

even the grinch learned the true meaning of christmas.

حتی غرینچ هم معنای واقعی کریسمس را فهمید.

he was a grinch about sharing his toys.

او در مورد به اشتراک گذاشتن اسباب بازی هایش غرینچ بود.

don't let the grinch ruin your holiday spirit.

اجازه ندهید غرینچ روحیه تعطیلات شما را خراب کند.

the grinch was lonely before he found friendship.

غرینچ قبل از اینکه دوستی پیدا کند، تنها بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید