grinded coffee
قهوه آسیاب شده
grinded spices
ادویههای آسیاب شده
grinded grains
غلات آسیاب شده
grinded meat
گوشت آسیاب شده
grinded herbs
گیاهان آسیاب شده
grinded flour
آرد آسیاب شده
grinded seeds
دانههای آسیاب شده
grinded nuts
آجیل آسیاب شده
grinded chocolate
شکلات آسیاب شده
grinded sugar
شکر آسیاب شده
the coffee beans were grinded to perfection.
دانههای قهوه به کمال آسیاب شدند.
she grinded the spices for the curry.
او ادویهها را برای کاری آسیاب کرد.
he grinded his teeth in frustration.
او دندانهایش را از سر ناامیدی فشار میداد.
the team grinded through the tough competition.
تیم با وجود رقابت سخت، پیش رفت.
they grinded the metal to make it smooth.
آنها فلز را برای صاف کردن آن آسیاب کردند.
she grinded the chalk into a fine powder.
او گچ را به یک پودر ریز آسیاب کرد.
he grinded out a solution to the problem.
او راه حلی برای مشکل پیدا کرد.
the artist grinded her colors before painting.
هنرمند قبل از نقاشی رنگهای خود را آسیاب کرد.
they grinded the grains to make flour.
آنها دانهها را برای درست کردن آرد آسیاب کردند.
after hours of work, he finally grinded the project to completion.
پس از ساعتها کار، او بالاخره پروژه را به اتمام رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید