| جمع | grisailles |
grisaille painting
نقاشی خاکستری
grisaille technique
تکنیک خاکستری
grisaille effect
اثر خاکستری
grisaille glass
شیشه خاکستری
grisaille style
سبک خاکستری
grisaille fresco
نقاشی دیواری خاکستری
grisaille design
طراحی خاکستری
grisaille artwork
اثر هنری خاکستری
grisaille mural
دیوار خاکستری
grisaille ornament
زینت خاکستری
the artist used grisaille to create a stunning monochrome effect.
هنرمند از تکنیک گریسائل برای ایجاد یک جلوه تکرنگ خیرهکننده استفاده کرد.
in the museum, i admired the grisaille paintings from the renaissance.
در موزه، من نقاشیهای گریسائل دوران رنسانس را تحسین کردم.
grisaille is often used in stained glass windows for its subtle beauty.
گریسائل اغلب برای زیبایی ظریفش در پنجرههای витраژ استفاده میشود.
she decided to paint her walls in a grisaille style for a classic look.
او تصمیم گرفت دیوارهای خود را به سبک گریسائل برای داشتن ظاهری کلاسیک رنگ کند.
the technique of grisaille can add depth to any artwork.
تکنیک گریسائل میتواند عمق را به هر اثر هنری اضافه کند.
grisaille is a technique that requires great skill and patience.
گریسائل تکنیکی است که نیاز به مهارت و صبر زیادی دارد.
many artists appreciate the versatility of grisaille in their work.
بسیاری از هنرمندان از تطبیقپذیری گریسائل در آثار خود قدردانی میکنند.
the gallery featured a series of grisaille landscapes.
گالری مجموعهای از مناظر گریسائل را به نمایش گذاشت.
using grisaille can create a dramatic contrast in painting.
استفاده از گریسائل میتواند کنتراست چشمگیری در نقاشی ایجاد کند.
she learned to master grisaille before moving on to color.
او قبل از پرداختن به رنگ، یاد گرفت که گریسائل را به خوبی انجام دهد.
grisaille painting
نقاشی خاکستری
grisaille technique
تکنیک خاکستری
grisaille effect
اثر خاکستری
grisaille glass
شیشه خاکستری
grisaille style
سبک خاکستری
grisaille fresco
نقاشی دیواری خاکستری
grisaille design
طراحی خاکستری
grisaille artwork
اثر هنری خاکستری
grisaille mural
دیوار خاکستری
grisaille ornament
زینت خاکستری
the artist used grisaille to create a stunning monochrome effect.
هنرمند از تکنیک گریسائل برای ایجاد یک جلوه تکرنگ خیرهکننده استفاده کرد.
in the museum, i admired the grisaille paintings from the renaissance.
در موزه، من نقاشیهای گریسائل دوران رنسانس را تحسین کردم.
grisaille is often used in stained glass windows for its subtle beauty.
گریسائل اغلب برای زیبایی ظریفش در پنجرههای витраژ استفاده میشود.
she decided to paint her walls in a grisaille style for a classic look.
او تصمیم گرفت دیوارهای خود را به سبک گریسائل برای داشتن ظاهری کلاسیک رنگ کند.
the technique of grisaille can add depth to any artwork.
تکنیک گریسائل میتواند عمق را به هر اثر هنری اضافه کند.
grisaille is a technique that requires great skill and patience.
گریسائل تکنیکی است که نیاز به مهارت و صبر زیادی دارد.
many artists appreciate the versatility of grisaille in their work.
بسیاری از هنرمندان از تطبیقپذیری گریسائل در آثار خود قدردانی میکنند.
the gallery featured a series of grisaille landscapes.
گالری مجموعهای از مناظر گریسائل را به نمایش گذاشت.
using grisaille can create a dramatic contrast in painting.
استفاده از گریسائل میتواند کنتراست چشمگیری در نقاشی ایجاد کند.
she learned to master grisaille before moving on to color.
او قبل از پرداختن به رنگ، یاد گرفت که گریسائل را به خوبی انجام دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید