| جمع | grocers |
That grocer always overcharges.
آن مغازه دار همیشه بیش از حد قیمت می گذارد.
Send round to the grocer's for a tin of biscuits.
برای یک قوطی بیسکویت به مغازه دار بفرستید.
The grocer sells wine and spirits.
مغازهدار شراب و مشروب میفروشد.
Go down to the grocer's and get some sugar.
به مغازه دار بروید و کمی شکر بگیرید.
I started work in the employ of a grocer and wine merchant.
من شروع به کار در استخدام یک مغازه دار و بازرگان شراب کردم.
A grocer used to need to know how to blend tea.
یک مغازه دار باید می دانست چطور چای را مخلوط کند.
The family ran a small grocer’s for years, but when the old man died they shut up shop.
خانواده سال ها یک مغازه کوچک راه اندازی کرد، اما وقتی پیرمرد مرد، مغازه را بستند.
The food at this grocer's is fresh.
غذا در این فروشگاه مواد غذایی تازه است.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.198. The gross grocer crossed his legs before the boss.
198. فروشنده مواد غذایی بزرگ، قبل از رئیس، پاهاش رو به هم گره زد.
منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.Restaurants and grocers often do the same.
رستورانها و فروشندگان مواد غذایی اغلب همین کار را انجام میدهند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesShe was the daughter of a grocer.
او دختر یک فروشنده مواد غذایی بود.
منبع: NPR News July 2016 CompilationBut the incentives for grocers to press ahead are huge.
اما مشوقهای فروشندگان مواد غذایی برای ادامه دادن بسیار زیاد است.
منبع: The Economist (Summary)We bought this from the grocer in Walden.
ما این را از فروشنده مواد غذایی در والدن خریدیم.
منبع: Victoria KitchenIn the torchlight, he caught sight of a figure whom he immediately recognized as Bill Wilkins, our local grocer.
در نور مشعل، او نگاهی به چهرهای انداخت که بلافاصله او را به عنوان بیل ویلکینس، فروشنده مواد غذایی محلی ما، شناخت.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)I'm very lucky I have a good grocer nearby so I can buy packeted gelatine in sheets.
من خیلی خوششانس هستم که یک فروشنده مواد غذایی خوب در نزدیکی من دارم تا بتوانم ژلاتین بستهبندی شده را به صورت ورقهای بخرم.
منبع: Victoria KitchenI didn't find any at the grocer's.
من هیچکدام را در فروشگاه مواد غذایی پیدا نکردم.
منبع: Crazy English 900 SentencesIn 2017 Amazon sent shivers down American grocers' spines by buying Whole Foods.
در سال 2017، آمازون با خرید کل فودز، لرزشهایی را در میان فروشندگان مواد غذایی آمریکایی ایجاد کرد.
منبع: The Economist (Summary)That grocer always overcharges.
آن مغازه دار همیشه بیش از حد قیمت می گذارد.
Send round to the grocer's for a tin of biscuits.
برای یک قوطی بیسکویت به مغازه دار بفرستید.
The grocer sells wine and spirits.
مغازهدار شراب و مشروب میفروشد.
Go down to the grocer's and get some sugar.
به مغازه دار بروید و کمی شکر بگیرید.
I started work in the employ of a grocer and wine merchant.
من شروع به کار در استخدام یک مغازه دار و بازرگان شراب کردم.
A grocer used to need to know how to blend tea.
یک مغازه دار باید می دانست چطور چای را مخلوط کند.
The family ran a small grocer’s for years, but when the old man died they shut up shop.
خانواده سال ها یک مغازه کوچک راه اندازی کرد، اما وقتی پیرمرد مرد، مغازه را بستند.
The food at this grocer's is fresh.
غذا در این فروشگاه مواد غذایی تازه است.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.198. The gross grocer crossed his legs before the boss.
198. فروشنده مواد غذایی بزرگ، قبل از رئیس، پاهاش رو به هم گره زد.
منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.Restaurants and grocers often do the same.
رستورانها و فروشندگان مواد غذایی اغلب همین کار را انجام میدهند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesShe was the daughter of a grocer.
او دختر یک فروشنده مواد غذایی بود.
منبع: NPR News July 2016 CompilationBut the incentives for grocers to press ahead are huge.
اما مشوقهای فروشندگان مواد غذایی برای ادامه دادن بسیار زیاد است.
منبع: The Economist (Summary)We bought this from the grocer in Walden.
ما این را از فروشنده مواد غذایی در والدن خریدیم.
منبع: Victoria KitchenIn the torchlight, he caught sight of a figure whom he immediately recognized as Bill Wilkins, our local grocer.
در نور مشعل، او نگاهی به چهرهای انداخت که بلافاصله او را به عنوان بیل ویلکینس، فروشنده مواد غذایی محلی ما، شناخت.
منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)I'm very lucky I have a good grocer nearby so I can buy packeted gelatine in sheets.
من خیلی خوششانس هستم که یک فروشنده مواد غذایی خوب در نزدیکی من دارم تا بتوانم ژلاتین بستهبندی شده را به صورت ورقهای بخرم.
منبع: Victoria KitchenI didn't find any at the grocer's.
من هیچکدام را در فروشگاه مواد غذایی پیدا نکردم.
منبع: Crazy English 900 SentencesIn 2017 Amazon sent shivers down American grocers' spines by buying Whole Foods.
در سال 2017، آمازون با خرید کل فودز، لرزشهایی را در میان فروشندگان مواد غذایی آمریکایی ایجاد کرد.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید