Feeling groggy
احساس خستگی
I woke up feeling groggy after staying up late.
من بعد از بیدار ماندن طولانی شب، احساس خستگی و بیحالی داشتم.
She felt groggy after taking cold medicine.
او بعد از مصرف داروی سرماخوردگی احساس خستگی و بیحالی کرد.
He stumbled out of bed, groggy from lack of sleep.
او از روی تخت افتاد و به دلیل کمبود خواب، احساس خستگی و بیحالی داشت.
The medicine made him groggy and drowsy.
دارو باعث شد او احساس خستگی و خواب آلودگی کند.
The groggy driver struggled to stay awake on the long drive.
راننده خسته و بیحوصله در طول رانندگی طولانی، برای بیدار ماندن تلاش کرد.
The groggy student struggled to focus in class.
دانشجوی خسته و بیحوصله برای تمرکز در کلاس تلاش کرد.
He felt groggy and disoriented after the surgery.
او بعد از عمل جراحی احساس خستگی و سردرگمی کرد.
The groggy hiker stumbled along the trail, barely able to keep his eyes open.
گردشگر خسته و بیحوصله در طول مسیر به سختی به راه خود ادامه داد و به سختی میتوانست چشمانش را باز نگه دارد.
I'll be groggy for the meeting, you know?
من برای جلسه گیج خواهم بود، میدونی؟
منبع: Modern Family - Season 05I'll be groggy for the meeting.
من برای جلسه گیج خواهم بود.
منبع: Modern Family - Season 05When you do finally get up, you're groggy and disoriented thanks to sleep inertia.
وقتی بالاخره از خواب بیدار میشوید، به دلیل بیحالی بعد از خواب، گیج و سردرگم هستید.
منبع: Asap SCIENCE SelectionShe seemed groggy, and was covered in dust and soot.
او به نظر گیج میرسید و با گرد و غبار و دوده پوشیده شده بود.
منبع: Spider-Man: No Way HomeI lay with my arm across my eyes, groggy and dazed.
من با دستم روی چشمانم دراز کشیده بودم، گیج و منگ.
منبع: Twilight: EclipseOnce the procedure is complete, the rhino wakes up groggy but unharmed.
پس از اتمام روش، کرگدن از خواب بیدار میشود، اما گیج و سالم است.
منبع: VOA Standard November 2013 CollectionShe's a little groggy, but she'll be fine. The wounds are fairly superficial.
او کمی گیج است، اما خوب خواهد شد. زخمها نسبتاً سطحی هستند.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3It quickly refreshes you and stops you from feeling drowsy and groggy.
این به سرعت شما را تازه میکند و از احساس خوابآلودگی و گیجی جلوگیری میکند.
منبع: World HolidaysDr Clarkson says you'll be groggy for at least a week, maybe even longer.
دکتر کلارکسون میگوید حداقل یک هفته گیج خواهید بود، شاید حتی بیشتر.
منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2All right, let's say you're feeling groggy or cloudy first thing in the morning.
باشه، فرض کنید اول صبح احساس گیجی یا ابریگی میکنید.
منبع: Science in Lifeلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید