groggy

[ایالات متحده]/'grɒgɪ/
[بریتانیا]/ˈɡrɑɡi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپایدار، متزلزل.

عبارات و ترکیب‌ها

Feeling groggy

احساس خستگی

جملات نمونه

I woke up feeling groggy after staying up late.

من بعد از بیدار ماندن طولانی شب، احساس خستگی و بی‌حالی داشتم.

She felt groggy after taking cold medicine.

او بعد از مصرف داروی سرماخوردگی احساس خستگی و بی‌حالی کرد.

He stumbled out of bed, groggy from lack of sleep.

او از روی تخت افتاد و به دلیل کمبود خواب، احساس خستگی و بی‌حالی داشت.

The medicine made him groggy and drowsy.

دارو باعث شد او احساس خستگی و خواب آلودگی کند.

The groggy driver struggled to stay awake on the long drive.

راننده خسته و بی‌حوصله در طول رانندگی طولانی، برای بیدار ماندن تلاش کرد.

The groggy student struggled to focus in class.

دانشجوی خسته و بی‌حوصله برای تمرکز در کلاس تلاش کرد.

He felt groggy and disoriented after the surgery.

او بعد از عمل جراحی احساس خستگی و سردرگمی کرد.

The groggy hiker stumbled along the trail, barely able to keep his eyes open.

گردشگر خسته و بی‌حوصله در طول مسیر به سختی به راه خود ادامه داد و به سختی می‌توانست چشمانش را باز نگه دارد.

نمونه‌های واقعی

I'll be groggy for the meeting, you know?

من برای جلسه گیج خواهم بود، می‌دونی؟

منبع: Modern Family - Season 05

I'll be groggy for the meeting.

من برای جلسه گیج خواهم بود.

منبع: Modern Family - Season 05

When you do finally get up, you're groggy and disoriented thanks to sleep inertia.

وقتی بالاخره از خواب بیدار می‌شوید، به دلیل بی‌حالی بعد از خواب، گیج و سردرگم هستید.

منبع: Asap SCIENCE Selection

She seemed groggy, and was covered in dust and soot.

او به نظر گیج می‌رسید و با گرد و غبار و دوده پوشیده شده بود.

منبع: Spider-Man: No Way Home

I lay with my arm across my eyes, groggy and dazed.

من با دستم روی چشمانم دراز کشیده بودم، گیج و منگ.

منبع: Twilight: Eclipse

Once the procedure is complete, the rhino wakes up groggy but unharmed.

پس از اتمام روش، کرگدن از خواب بیدار می‌شود، اما گیج و سالم است.

منبع: VOA Standard November 2013 Collection

She's a little groggy, but she'll be fine. The wounds are fairly superficial.

او کمی گیج است، اما خوب خواهد شد. زخم‌ها نسبتاً سطحی هستند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

It quickly refreshes you and stops you from feeling drowsy and groggy.

این به سرعت شما را تازه می‌کند و از احساس خواب‌آلودگی و گیجی جلوگیری می‌کند.

منبع: World Holidays

Dr Clarkson says you'll be groggy for at least a week, maybe even longer.

دکتر کلارکسون می‌گوید حداقل یک هفته گیج خواهید بود، شاید حتی بیشتر.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 2

All right, let's say you're feeling groggy or cloudy first thing in the morning.

باشه، فرض کنید اول صبح احساس گیجی یا ابریگی می‌کنید.

منبع: Science in Life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید