| جمع | groomers |
dog groomer
گیمر حیوانات خانوادگی
groomer's tools
ابزار گیمر
professional groomer
گیمر حرفهای
groomer worked
کار گیمر
self-groomer
گیمر خودکار
she took her poodle to the groomer for a bath and haircut.
او پودل خود را به گرومر برای استحمام و تراشیدن مو برد.
the dog groomer expertly trimmed his nails.
گرومر سگ به خوبی ناخنهایش را تراشید.
finding a reliable dog groomer can be challenging.
یافتن یک گرومر سگ معتبر میتواند چالشبرانگیز باشد.
he works as a mobile groomer, traveling to clients' homes.
او به عنوان یک گرومر متحرک کار میکند و به خانههای مشتریان میرود.
the groomer used a special shampoo for her sensitive skin.
گرومر از شامپوی ویژهای برای پوست حساس او استفاده کرد.
we booked an appointment with the groomer last week.
ما هفته گذشته با گرومر وقت قرار دادیم.
the groomer styled her cat with a cute bow.
گرومر گردن گربهاش را با یک گردن بند خوشگویی زیبایی داد.
he's a talented groomer specializing in show dogs.
او یک گرومر ماهر است که به سگهای نمایشی تخصص دارد.
the groomer gently brushed the golden retriever's fur.
گرومر با دقت موی رتویگلد را با فرش دستی پاشید.
the groomer recommended a flea treatment for the puppy.
گرومر برای سگ نابالغ، درمان پروانهها را توصیه کرد.
she is a certified professional groomer with years of experience.
او یک گرومر حرفهای معتبر است که سالها تجربه دارد.
the groomer carefully dried the shih tzu with a dryer.
گرومر با دقت شیتزو را با یک گرمکن خشک کرد.
dog groomer
گیمر حیوانات خانوادگی
groomer's tools
ابزار گیمر
professional groomer
گیمر حرفهای
groomer worked
کار گیمر
self-groomer
گیمر خودکار
she took her poodle to the groomer for a bath and haircut.
او پودل خود را به گرومر برای استحمام و تراشیدن مو برد.
the dog groomer expertly trimmed his nails.
گرومر سگ به خوبی ناخنهایش را تراشید.
finding a reliable dog groomer can be challenging.
یافتن یک گرومر سگ معتبر میتواند چالشبرانگیز باشد.
he works as a mobile groomer, traveling to clients' homes.
او به عنوان یک گرومر متحرک کار میکند و به خانههای مشتریان میرود.
the groomer used a special shampoo for her sensitive skin.
گرومر از شامپوی ویژهای برای پوست حساس او استفاده کرد.
we booked an appointment with the groomer last week.
ما هفته گذشته با گرومر وقت قرار دادیم.
the groomer styled her cat with a cute bow.
گرومر گردن گربهاش را با یک گردن بند خوشگویی زیبایی داد.
he's a talented groomer specializing in show dogs.
او یک گرومر ماهر است که به سگهای نمایشی تخصص دارد.
the groomer gently brushed the golden retriever's fur.
گرومر با دقت موی رتویگلد را با فرش دستی پاشید.
the groomer recommended a flea treatment for the puppy.
گرومر برای سگ نابالغ، درمان پروانهها را توصیه کرد.
she is a certified professional groomer with years of experience.
او یک گرومر حرفهای معتبر است که سالها تجربه دارد.
the groomer carefully dried the shih tzu with a dryer.
گرومر با دقت شیتزو را با یک گرمکن خشک کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید