groped in darkness
در تاریکی دست و پا زد
groped for answers
به دنبال پاسخ گشت
groped for support
به دنبال حمایت گشت
groped through fog
در میان مه دست و پا زد
groped for direction
به دنبال جهتگیری گشت
groped in confusion
در سردرگمی دست و پا زد
groped at random
به صورت تصادفی دست و پا زد
groped for clarity
به دنبال وضوح گشت
groped for meaning
به دنبال معنا گشت
groped in silence
در سکوت دست و پا زد
he groped for the light switch in the dark.
او به دنبال کلید نور در تاریکی دستزد.
she groped her way through the unfamiliar room.
او راه خود را در میان اتاق ناآشنا پیدا کرد.
the child groped around for his lost toy.
کودک به دنبال اسباببازی گمشدهاش دستزد.
he groped through the papers on his desk.
او در میان کاغذهای روی میزش دستزد.
she groped for her glasses on the nightstand.
او به دنبال عینک خود روی میز کنار تخت دستزد.
he groped in his pockets for some change.
او در جیبهای خود به دنبال کمی سکه دستزد.
they groped through the crowd to find their friends.
آنها در میان جمعیت به دنبال دوستان خود دستزدند.
she groped for the right words to say.
او به دنبال یافتن کلمات مناسب برای گفتن دستزد.
he groped blindly, trying to find the exit.
او کورکورانه دستزد، سعی کرد راه خروج را پیدا کند.
she groped with uncertainty about her decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود دستزد.
groped in darkness
در تاریکی دست و پا زد
groped for answers
به دنبال پاسخ گشت
groped for support
به دنبال حمایت گشت
groped through fog
در میان مه دست و پا زد
groped for direction
به دنبال جهتگیری گشت
groped in confusion
در سردرگمی دست و پا زد
groped at random
به صورت تصادفی دست و پا زد
groped for clarity
به دنبال وضوح گشت
groped for meaning
به دنبال معنا گشت
groped in silence
در سکوت دست و پا زد
he groped for the light switch in the dark.
او به دنبال کلید نور در تاریکی دستزد.
she groped her way through the unfamiliar room.
او راه خود را در میان اتاق ناآشنا پیدا کرد.
the child groped around for his lost toy.
کودک به دنبال اسباببازی گمشدهاش دستزد.
he groped through the papers on his desk.
او در میان کاغذهای روی میزش دستزد.
she groped for her glasses on the nightstand.
او به دنبال عینک خود روی میز کنار تخت دستزد.
he groped in his pockets for some change.
او در جیبهای خود به دنبال کمی سکه دستزد.
they groped through the crowd to find their friends.
آنها در میان جمعیت به دنبال دوستان خود دستزدند.
she groped for the right words to say.
او به دنبال یافتن کلمات مناسب برای گفتن دستزد.
he groped blindly, trying to find the exit.
او کورکورانه دستزد، سعی کرد راه خروج را پیدا کند.
she groped with uncertainty about her decision.
او با تردید در مورد تصمیم خود دستزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید