groped

[ایالات متحده]/ɡrəʊpt/
[بریتانیا]/ɡroʊpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل grop؛ به جستجو یا کاوش با احساس پرداختن

عبارات و ترکیب‌ها

groped in darkness

در تاریکی دست و پا زد

groped for answers

به دنبال پاسخ گشت

groped for support

به دنبال حمایت گشت

groped through fog

در میان مه دست و پا زد

groped for direction

به دنبال جهت‌گیری گشت

groped in confusion

در سردرگمی دست و پا زد

groped at random

به صورت تصادفی دست و پا زد

groped for clarity

به دنبال وضوح گشت

groped for meaning

به دنبال معنا گشت

groped in silence

در سکوت دست و پا زد

جملات نمونه

he groped for the light switch in the dark.

او به دنبال کلید نور در تاریکی دست‌زد.

she groped her way through the unfamiliar room.

او راه خود را در میان اتاق ناآشنا پیدا کرد.

the child groped around for his lost toy.

کودک به دنبال اسباب‌بازی گمشده‌اش دست‌زد.

he groped through the papers on his desk.

او در میان کاغذهای روی میزش دست‌زد.

she groped for her glasses on the nightstand.

او به دنبال عینک خود روی میز کنار تخت دست‌زد.

he groped in his pockets for some change.

او در جیب‌های خود به دنبال کمی سکه دست‌زد.

they groped through the crowd to find their friends.

آنها در میان جمعیت به دنبال دوستان خود دست‌زدند.

she groped for the right words to say.

او به دنبال یافتن کلمات مناسب برای گفتن دست‌زد.

he groped blindly, trying to find the exit.

او کورکورانه دست‌زد، سعی کرد راه خروج را پیدا کند.

she groped with uncertainty about her decision.

او با تردید در مورد تصمیم خود دست‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید