groundless

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndləs/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون دلیل یا اساس

عبارات و ترکیب‌ها

groundless accusations

اتهامات بی‌اساس

groundless rumors

اخبار و شایعات بی‌اساس

groundless claims

ادعاهای بی‌اساس

جملات نمونه

a groundless accusation

یک اتهام بی اساس

groundless optimism.See Synonyms at baseless

خوش‌بینی بی‌اساس. به مترادف‌ها در بی‌اساس مراجعه کنید

Most of Nigel’s worries proved groundless.

بیشتر نگرانی‌های نیگل بی‌اساس از آب درآمدند.

Our suspicions turned out to be groundless.

ظن ما بی‌اساس از آب درآمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید