baseless

[ایالات متحده]/'beɪslɪs/
[بریتانیا]/'besləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌پایه

عبارات و ترکیب‌ها

baseless accusations

اتهامات بی‌اساس

baseless rumors

شایعات بی‌اساس

جملات نمونه

groundless optimism.See Synonyms at baseless

خوش‌بینی بی‌اساس. به مترادف‌ها در بی‌اساس مراجعه کنید

unwarranted interference.See Synonyms at baseless

تداخل غیرضروری. به مترادف‌ها در بی‌اساس مراجعه کنید

fantastic talk;baseless gossip;fiddle-faddle;shear nonsense;

گفتگوی فانتزی؛ غیبت بی‌اساس؛ حرف‌های بی‌معنی؛ حماقت محض;

That woman trumped up various baseless charges against him.

آن زن اتهامات بی‌اساس متعددی را ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید