groupthink

[ایالات متحده]/ˈɡruːpθɪŋk/
[بریتانیا]/ˈɡruːpθɪŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عملی که در آن افراد در یک گروه توافق را بر تفکر انتقادی اولویت می‌دهند؛ بررسی یا deliberation جمعی توسط یک کمیته یا هیئت در مورد یک موضوع خاص

عبارات و ترکیب‌ها

groupthink phenomenon

ظاهرسازی گروهی

groupthink bias

تعصب گروهی

groupthink effect

اثر گروهی

groupthink dynamics

پویایی گروهی

groupthink decision

تصمیم گروهی

groupthink issues

مشکلات گروهی

groupthink risks

خطرات گروهی

groupthink culture

فرهنگ گروهی

groupthink symptoms

علائم گروهی

groupthink solutions

راه حل های گروهی

جملات نمونه

groupthink can lead to poor decision-making.

تفکر گروهی می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری ضعیف شود.

we need to avoid groupthink in our discussions.

ما باید از تفکر گروهی در بحث‌های خود اجتناب کنیم.

groupthink often stifles creativity and innovation.

تفکر گروهی اغلب خلاقیت و نوآوری را سرکوب می‌کند.

leadership can help prevent groupthink in teams.

رهبری می‌تواند به جلوگیری از تفکر گروهی در تیم‌ها کمک کند.

groupthink can occur in any organization.

تفکر گروهی می‌تواند در هر سازمانی رخ دهد.

to combat groupthink, encourage diverse opinions.

برای مقابله با تفکر گروهی، تشویق به نظرات متنوع کنید.

groupthink may result in overlooking critical information.

تفکر گروهی ممکن است منجر به نادیده گرفتن اطلاعات مهم شود.

we must recognize the signs of groupthink.

ما باید نشانه‌های تفکر گروهی را تشخیص دهیم.

groupthink can be detrimental to team dynamics.

تفکر گروهی می‌تواند برای پویایی تیم مضر باشد.

facilitating open dialogue can reduce groupthink.

ایجاد گفتگوی باز می‌تواند تفکر گروهی را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید