groused about
در مورد غرغر کرد
groused over
در مورد غرغر کرد
groused at
نسبت به غرغر کرد
groused over it
در مورد آن غرغر کرد
groused about it
در مورد آن غرغر کرد
groused in vain
به طور بیهوده غرغر کرد
groused to him
به او غرغر کرد
groused to her
به او غرغر کرد
groused frequently
اغراق کرد
groused all day
تمام روز غرغر کرد
he groused about the long wait at the restaurant.
او در مورد انتظار طولانی در رستوران غرغر کرد.
she always groused when her favorite show was canceled.
او همیشه غرغر میکرد وقتی برنامه مورد علاقهاش لغو میشد.
the employees groused about the new company policies.
کارمندان در مورد سیاستهای جدید شرکت غرغر میکردند.
after the meeting, he groused to his colleagues.
بعد از جلسه، او با همکارانش غرغر کرد.
they groused over the lack of parking spaces.
آنها در مورد نبودن جای پارک غرغر میکردند.
she groused about the weather ruining her plans.
او در مورد خراب شدن برنامههایش به دلیل آب و هوا غرغر کرد.
the students groused about the difficult exam questions.
دانشجویان در مورد سؤالات دشوار امتحان غرغر میکردند.
he couldn't help but grouse about his workload.
او نمیتوانست بدون غرغر در مورد حجم کاری خود کنار بیاید.
they groused about the slow internet connection.
آنها در مورد سرعت پایین اتصال اینترنت غرغر میکردند.
she frequently groused about the noise in the city.
او اغلب در مورد سر و صدای شهر غرغر میکرد.
groused about
در مورد غرغر کرد
groused over
در مورد غرغر کرد
groused at
نسبت به غرغر کرد
groused over it
در مورد آن غرغر کرد
groused about it
در مورد آن غرغر کرد
groused in vain
به طور بیهوده غرغر کرد
groused to him
به او غرغر کرد
groused to her
به او غرغر کرد
groused frequently
اغراق کرد
groused all day
تمام روز غرغر کرد
he groused about the long wait at the restaurant.
او در مورد انتظار طولانی در رستوران غرغر کرد.
she always groused when her favorite show was canceled.
او همیشه غرغر میکرد وقتی برنامه مورد علاقهاش لغو میشد.
the employees groused about the new company policies.
کارمندان در مورد سیاستهای جدید شرکت غرغر میکردند.
after the meeting, he groused to his colleagues.
بعد از جلسه، او با همکارانش غرغر کرد.
they groused over the lack of parking spaces.
آنها در مورد نبودن جای پارک غرغر میکردند.
she groused about the weather ruining her plans.
او در مورد خراب شدن برنامههایش به دلیل آب و هوا غرغر کرد.
the students groused about the difficult exam questions.
دانشجویان در مورد سؤالات دشوار امتحان غرغر میکردند.
he couldn't help but grouse about his workload.
او نمیتوانست بدون غرغر در مورد حجم کاری خود کنار بیاید.
they groused about the slow internet connection.
آنها در مورد سرعت پایین اتصال اینترنت غرغر میکردند.
she frequently groused about the noise in the city.
او اغلب در مورد سر و صدای شهر غرغر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید