grownups

[ایالات متحده]/ˈɡrəʊnʌps/
[بریتانیا]/ˈɡroʊnʌps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بزرگسالان
adj. به طور کامل توسعه یافته

عبارات و ترکیب‌ها

grownups only

فقط برای بزرگسالان

grownups talk

بزرگسالان صحبت می کنند

grownups play

بزرگسالان بازی می کنند

grownups rules

قوانین بزرگسالان

grownups party

جشن بزرگسالان

grownups game

بازی بزرگسالان

grownups world

جهان بزرگسالان

grownups decisions

تصمیمات بزرگسالان

grownups responsibilities

مسئولیت های بزرگسالان

grownups zone

فضای بزرگسالان

جملات نمونه

grownups often have to make difficult decisions.

بزرگسالان اغلب باید تصمیمات دشواری بگیرند.

grownups should set a good example for children.

بزرگسالان باید الگوی خوبی برای کودکان باشند.

grownups can enjoy hobbies just like kids.

بزرگسالان نیز مانند کودکان می‌توانند از سرگرمی‌ها لذت ببرند.

sometimes, grownups forget how to have fun.

گاهی اوقات، بزرگسالان فراموش می‌کنند چگونه تفریح کنند.

grownups need to balance work and leisure.

بزرگسالان باید بین کار و تفریح تعادل برقرار کنند.

many grownups face stress in their daily lives.

بسیاری از بزرگسالان با استرس در زندگی روزمره خود مواجه هستند.

grownups often worry about their responsibilities.

بزرگسالان اغلب در مورد مسئولیت‌های خود نگران هستند.

grownups can learn new skills at any age.

بزرگسالان می‌توانند در هر سنی مهارت‌های جدیدی یاد بگیرند.

grownups should communicate openly with each other.

بزرگسالان باید با یکدیگر به طور آشکار ارتباط برقرار کنند.

grownups enjoy reminiscing about their childhood.

بزرگسالان از یادآوری دوران کودکی خود لذت می‌برند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید