grubby

[ایالات متحده]/'grʌbɪ/
[بریتانیا]/'ɡrʌbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کثیف; آلوده به کثافت یا کثافت; پست; کوچک در اندازه.

عبارات و ترکیب‌ها

dirty and grubby

کثیف و چرب

grubby hands

دست‌های کثیف

grubby clothes

لباس‌های کثیف

جملات نمونه

grubby old work clothes.

لباس‌های کار قدیمی و کثیف

the grubby face of a young boy.

چهره کثیف یک پسر جوان

he was heavy, grubby, and vaguely disreputable.

او سنگین، کثیف و به طور مبهم مشکوک بود.

has a grubby way of treating others.

روش کثیفی در برخورد با دیگران دارد.

officials getting their hands grubby with filthy lucre .

مقامات که دست های خود را با پول کثیف کثیف می کنند.

businesses who don't want to get their hands grubby with all the technical gubbins.

کسب و کارهایی که نمی خواهند دست های خود را با تمام مسائل فنی کثیف کنند.

The boys in their grubby navy bow ties and blue uniforms were indistinguishably horrid—nose-pickers, thumbsuckers, snorers, neer-do-wells, farters, burpers, the unwashed and unclean.

پسرهای آنها با کراوات های آبی کثیف و یونیفرم آبی به طور غیرقابل تمایز وحشتناک بودند - کسانی که بینی می گیرند، انگشت شست می مکند، خر و پف می کنند، افراد بد، کسانی که گاز می گیرند، کسانی که غرغر می کنند، کسانی که کثیف و نجس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید