dirty and grubby
کثیف و چرب
grubby hands
دستهای کثیف
grubby clothes
لباسهای کثیف
grubby old work clothes.
لباسهای کار قدیمی و کثیف
the grubby face of a young boy.
چهره کثیف یک پسر جوان
he was heavy, grubby, and vaguely disreputable.
او سنگین، کثیف و به طور مبهم مشکوک بود.
has a grubby way of treating others.
روش کثیفی در برخورد با دیگران دارد.
officials getting their hands grubby with filthy lucre .
مقامات که دست های خود را با پول کثیف کثیف می کنند.
businesses who don't want to get their hands grubby with all the technical gubbins.
کسب و کارهایی که نمی خواهند دست های خود را با تمام مسائل فنی کثیف کنند.
The boys in their grubby navy bow ties and blue uniforms were indistinguishably horrid—nose-pickers, thumbsuckers, snorers, neer-do-wells, farters, burpers, the unwashed and unclean.
پسرهای آنها با کراوات های آبی کثیف و یونیفرم آبی به طور غیرقابل تمایز وحشتناک بودند - کسانی که بینی می گیرند، انگشت شست می مکند، خر و پف می کنند، افراد بد، کسانی که گاز می گیرند، کسانی که غرغر می کنند، کسانی که کثیف و نجس هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید