grumpier

[ایالات متحده]/ˈɡrʌmpɪə/
[بریتانیا]/ˈɡrʌm.pi.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در حالت بد؛ زود رنج

عبارات و ترکیب‌ها

grumpier than ever

بدتر از همیشه

getting grumpier daily

روزانه غرغندی تر می شود

grumpier old man

مرد پیر غرغندی تر

feeling grumpier today

امروز احساس غرغندی بیشتری دارم

grumpier by nature

به طبیعت غرغندی تر

grumpier in winter

در زمستان غرغندی تر

grumpier than usual

غرغندی تر از حد معمول

grumpier after lunch

بعد از ناهار غرغندی تر

grumpier every year

غرغندی تر هر سال

grumpier at work

غرغندی تر در محل کار

جملات نمونه

he gets grumpier as the day goes on.

او با پیشرفت روز غرغی‌تر می‌شود.

don't be grumpier than usual today.

امروز از معمول غرغی‌تر نباشید.

she tends to become grumpier when she's hungry.

وقتی گرسنه است، او معمولاً غرغی‌تر می‌شود.

my dog gets grumpier when it rains.

وقتی باران می‌بارد، سگ من غرغی‌تر می‌شود.

he was grumpier than ever after the long meeting.

بعد از جلسه طولانی، او از همیشه غرغی‌تر بود.

she becomes grumpier when she doesn't get enough sleep.

وقتی به اندازه کافی نمی‌خوابد، او غرغی‌تر می‌شود.

people often get grumpier during winter months.

در ماه‌های زمستان، مردم اغلب غرغی‌تر می‌شوند.

he was grumpier than usual after the argument.

بعد از بحث، او از معمول غرغی‌تر بود.

she warned me that her brother gets grumpier in the morning.

او به من هشدار داد که برادرش در صبح غرغی‌تر می‌شود.

as the deadline approaches, he becomes grumpier.

با نزدیک شدن به مهلت مقرر، او غرغی‌تر می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید