| جمع | gus |
guess what
چه چیزی حدس میزنی
guide book
کتاب راهنمای
guitar player
گیتار باز
gun control
کنترل سلاح
tongue twister
مچگیر زبان
vague idea
ایدهای غامض
gut feeling
احساس شلوغ
guilty conscience
خاطرهی خطا
dialogue box
جعبهی گفتوگو
i have a gut feeling that something is wrong.
احساسی دارم که چیزی نادرست است.
don't feel guilty about taking a break.
در مورد اینکه یک استراحت بگیری، خطا نکن.
guess what? i got the job!
خوب فکر میکنی؟ من کار را پیدا کردم!
the guide led us through the mountain.
راهنمای ما ما را از طریق کوه راهنمایی کرد.
you should guard against pickpockets.
باید در برابر کیفگیرها دویش کنی.
he's too gullible to lie.
او خیلی اعتمادآور است تا بتواند دروغ بگوید.
the gutter overflowed with rainwater.
کانال گودال با آب باران پر شد.
that guy is my neighbor.
این مرد همسایه من است.
it's just a habit of mine.
این فقط عادت من است.
the wind gusted strongly today.
باد امروز با قدرت زیادی وزید.
she has the gumption to start her own business.
او دارای شجاعت شروع به کار خودش میکند.
don't put me on a guilt trip.
من را به احساس خطا نکن.
the gunpowder exploded suddenly.
پودر گوگرد به طور ناگهانی منفجر شد.
i need to brush up on my guitar skills.
باید مهارتهای گیتارم را تقویت کنم.
guess what
چه چیزی حدس میزنی
guide book
کتاب راهنمای
guitar player
گیتار باز
gun control
کنترل سلاح
tongue twister
مچگیر زبان
vague idea
ایدهای غامض
gut feeling
احساس شلوغ
guilty conscience
خاطرهی خطا
dialogue box
جعبهی گفتوگو
i have a gut feeling that something is wrong.
احساسی دارم که چیزی نادرست است.
don't feel guilty about taking a break.
در مورد اینکه یک استراحت بگیری، خطا نکن.
guess what? i got the job!
خوب فکر میکنی؟ من کار را پیدا کردم!
the guide led us through the mountain.
راهنمای ما ما را از طریق کوه راهنمایی کرد.
you should guard against pickpockets.
باید در برابر کیفگیرها دویش کنی.
he's too gullible to lie.
او خیلی اعتمادآور است تا بتواند دروغ بگوید.
the gutter overflowed with rainwater.
کانال گودال با آب باران پر شد.
that guy is my neighbor.
این مرد همسایه من است.
it's just a habit of mine.
این فقط عادت من است.
the wind gusted strongly today.
باد امروز با قدرت زیادی وزید.
she has the gumption to start her own business.
او دارای شجاعت شروع به کار خودش میکند.
don't put me on a guilt trip.
من را به احساس خطا نکن.
the gunpowder exploded suddenly.
پودر گوگرد به طور ناگهانی منفجر شد.
i need to brush up on my guitar skills.
باید مهارتهای گیتارم را تقویت کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید