guessworks

[ایالات متحده]/ˈɡɛs.wɜːks/
[بریتانیا]/ˈɡɛs.wɜrks/

ترجمه

n. حدس یا تخمین مبتنی بر حدس

عبارات و ترکیب‌ها

guessworks are fun

حدس زدن‌ها سرگرم‌کننده هستند

guessworks can vary

حدس زدن‌ها می‌توانند متفاوت باشند

guessworks in progress

حدس زدن‌ها در حال انجام هستند

guessworks require skill

حدس زدن‌ها نیاز به مهارت دارند

guessworks are necessary

حدس زدن‌ها ضروری هستند

guessworks can mislead

حدس زدن‌ها می‌توانند فریبنده باشند

guessworks require intuition

حدس زدن‌ها نیاز به شهود دارند

guessworks involve risk

حدس زدن‌ها شامل ریسک هستند

guessworks spark creativity

حدس زدن‌ها باعث ایجاد خلاقیت می‌شوند

جملات نمونه

his guessworks often lead to surprising results.

حدس‌های او اغلب منجر به نتایج غیرمنتظره می‌شود.

she relied on guessworks to solve the puzzle.

او برای حل معما به حدس‌ها متکی بود.

guessworks can be helpful when information is limited.

حدس‌ها می‌توانند مفید باشند زمانی که اطلاعات محدود است.

in science, guessworks must be tested with experiments.

در علم، حدس‌ها باید با آزمایش‌ها آزمایش شوند.

his guessworks during the game were impressive.

حدس‌های او در طول بازی впечатляющие بودند.

they used guessworks to estimate the project's cost.

آنها از حدس‌ها برای تخمین هزینه پروژه استفاده کردند.

guessworks are often part of the creative process.

حدس‌ها اغلب بخشی از فرآیند خلاقیت هستند.

her guessworks helped the team reach a conclusion.

حدس‌های او به تیم کمک کرد تا به نتیجه برسد.

he admitted that his guessworks were not always accurate.

او اعتراف کرد که حدس‌های او همیشه دقیق نبوده‌اند.

guessworks can lead to new insights and ideas.

حدس‌ها می‌توانند منجر به بینش‌ها و ایده‌های جدید شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید