guillemots

[ایالات متحده]/[ˈɡɪlə.mɒt]/
[بریتانیا]/[ˈɡɪlə.mɒt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرندۀ دریایی از جنس گیلموت، به ویژه گیلموت معمولی (Cepphus grylle)؛ یک پرندۀ سیاه و سفید کوچک، معمولاً در شکاف‌ها تایه می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

watching guillemots

مشاهده گریلیموت‌ها

guillemots diving

غواصی گریلیموت‌ها

heard guillemots

گریلیموت‌ها را شنیدم

nesting guillemots

گریلیموت‌های تکثیرکننده

guillemots fly

پرواز گریلیموت‌ها

seeing guillemots

دیدن گریلیموت‌ها

guillemot calls

صداهای گریلیموت

guillemot colony

کلونی گریلیموت

guillemots breed

تکثیر گریلیموت‌ها

guillemot's nest

تکیه‌گاه گریلیموت

جملات نمونه

the speaker used guillemots to indicate a direct quote from the witness.

سخنران از گیلموت‌ها برای نشان دادن نقل قول مستقیم از شاهد استفاده کرد.

she opened the discussion with guillemots around a key statement from the report.

او با استفاده از گیلموت‌ها در اطراف یک بیانیه کلیدی از گزارش، بحث را آغاز کرد.

the journalist employed guillemots to highlight the politician's controversial words.

گزارشگر از گیلموت‌ها برای تاکید بر کلمات متنازعه سیاستمدار استفاده کرد.

he framed the phrase in guillemots to show it was a borrowed expression.

او عبارت را در گیلموت‌ها قابلیت داد تا نشان دهد که این یک عبارت قرضی است.

the editor insisted on using guillemots around the unusual terminology.

ویراستار برای استفاده از گیلموت‌ها در اطراف واژگان غیرمعمول اصرار کرد.

the author enclosed the proverb in guillemots for emphasis.

نویسنده این محاوره را در گیلموت‌ها قرار داد تا تاکید شود.

the legal document contained numerous instances of guillemots around specific clauses.

مستند قانونی حاوی نمونه‌های متعددی از گیلموت‌ها در اطراف ماده‌های خاص بود.

the student marked the quoted material with guillemots in their essay.

دانشجو مطالب نقل قول شده را با گیلموت‌ها در مقاله‌اش مشخص کرد.

the reporter placed the source's words in guillemots in the news article.

گزارشگر کلمات منبع را در گیلموت‌ها در مقاله خبری قرار داد.

the professor used guillemots to indicate a definition from the textbook.

پروفسور از گیلموت‌ها برای نشان دادن یک تعریف از کتاب درسی استفاده کرد.

the scriptwriter used guillemots to denote dialogue in the play.

نویسنده فیلم از گیلموت‌ها برای نشان دادن گفتار در نمایش استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید