cliff diving
غواصی از پرتگاه
rocky cliff
شیب سنگی
red cliff
شیب قرمز
the unstable cliff tops.
آبروهای ناپایدار صخرهای
The face of the cliff was a steep climb.
سطح صخره یک صعود تند بود.
a clamber up the cliff path.
بالا رفتن از مسیر صخرهای
the bird feeds on cliff-top vegetation.
پرنده از پوشش گیاهی بالای صخره تغذیه میکند.
oft did the cliffs reverberate the sound.
اغراقاً صخرهها پژواک صدا را منعکس میکردند.
limestone cliffs; limestone walls.
صخرههای آهکی؛ دیوارهای آهکی.
she began to toil up the cliff path.
او شروع به تلاش برای بالا رفتن از مسیر صخره کرد.
the cliff side whereon I walked.
سمت صخرهای که من روی آن قدم میگذاشتم.
cliffs jutting straight up
صخرههایی که به طور مستقیم به سمت بالا بیرون زدهاند
the base of a cliff; the base of a lamp.
پایههای صخره؛ پایههای لامپ.
a cliff that plunges to the sea.
صخرهای که به دریا میریزد.
The cliff drops away at that point.
صخره در آن نقطه به پایین میآید.
the cliffs which rise majestically from the ocean
صخرههایی که به شکلی باشکوه از اقیانوس سربر میآورند
a rope bridge strung between two cliff ledges.
پل طنابی که بین دو لبه صخره کشیده شده است.
a huge cliff with the black sea boiling below.
یه صخره بزرگ با دریای سیاه در حال جوشیدن در پایین.
cliffs with grassy rounded contours.
صخرههایی با خطوط منحنی و چمندار.
the cliff profile tends to be dominated by the dip of the beds.
پروفایل صخره معمولاً تحت تأثیر شیب بسترها قرار دارد.
the cliff drops ninety metres to the valley below.
صخره به ارتفاع ۹۰ متر به دره زیرین میرسد.
the cliffs on this coast have been eroded by the sea.
صخرههای این ساحل توسط دریا فرسایش یافتهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید