gulags

[ایالات متحده]/'ɡu:'læɡ/
[بریتانیا]/ˈɡulɑɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاح روسی برای یک اردوگاه کار اجباری

جملات نمونه

He was sent to the gulag for political dissent.

او به دلیل مخالفت سیاسی به گولاگ تبعید شد.

Many prisoners died in the harsh conditions of the gulag.

بسیاری از زندانیان در شرایط سخت گولاگ جان باختند.

The gulag system was known for its brutal treatment of inmates.

سیستم گولاگ به دلیل رفتار وحشیانه با زندانیان شناخته شده بود.

Survivors of the gulag often suffered from long-lasting trauma.

بازماندگان گولاگ اغلب دچار آسیب‌های روحی طولانی‌مدت می‌شدند.

The gulag camps were spread across remote regions of the Soviet Union.

اردوهای گولاگ در مناطق دورافتاده اتحاد جماهیر شوروی پراکنده بودند.

Escaping from the gulag was nearly impossible due to tight security measures.

فرار از گولاگ تقریباً غیرممکن بود به دلیل اقدامات امنیتی سختگیرانه.

The gulag prisoners were forced to work in harsh conditions for long hours.

زندانیان گولاگ مجبور به کار در شرایط سخت برای ساعت‌های طولانی بودند.

The horrors of the gulag system have been well-documented in historical records.

وحشت‌های سیستم گولاگ به خوبی در سوابق تاریخی مستند شده‌اند.

Many families were torn apart as loved ones were sent to the gulag.

بسیاری از خانواده‌ها به دلیل اعزام عزیزانشان به گولاگ از هم پاشیدند.

The gulag system was a tool of repression used by the Soviet government.

سیستم گولاگ ابزاری برای سرکوب بود که توسط دولت شوروی استفاده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید