gumboes

[ایالات متحده]/ˈɡʌmboʊz/
[بریتانیا]/ˈɡʌmboʊz/

ترجمه

n. بامیه؛ سوپ غلیظی که با بامیه تهیه می‌شود؛ (Gumbo) یک نام خاص؛ (Gumbo) مکانی در تونس
adj. مربوط به یا مرتبط با خاک رس

عبارات و ترکیب‌ها

spicy gumboes

گومبوهای تند

seafood gumboes

گومبوهای دریایی

chicken gumboes

گومبوهای مرغ

vegetable gumboes

گومبوهای سبزیجات

gumboes recipe

دستور تهیه گومبو

gumboes stew

خوراک گومبو

gumboes dish

غذای گومبو

gumboes flavor

طعم گومبو

gumboes ingredients

مواد لازم برای گومبو

gumboes bowl

کاسه گومبو

جملات نمونه

gumboes are a popular dish in louisiana cuisine.

گامبو یک غذای محبوب در آشپزی لوئیزیانا است.

many people enjoy spicy gumboes during the winter.

بسیاری از مردم از خوردن گامبوی تند در زمستان لذت می برند.

she learned to cook different types of gumboes from her grandmother.

او طرز تهیه انواع گامبو را از مادربزرگش یاد گرفت.

gumboes can be made with seafood, chicken, or sausage.

گامبو را می توان با غذاهای دریایی، مرغ یا سوسیس تهیه کرد.

they serve delicious gumboes at the local restaurant.

آنها گامبوی خوشمزه در رستوران محلی سرو می کنند.

cooking gumboes requires a variety of spices and ingredients.

پختن گامبو به انواع ادویه ها و مواد اولیه نیاز دارد.

at the festival, there were many vendors selling gumboes.

در جشنواره، چندین فروشنده گامبو می فروختند.

he prefers his gumboes with extra hot sauce.

او ترجیح می دهد گامبوی خود را با سس تند بیشتر بخورد.

gumboes are often served with rice or bread.

گامبو اغلب با برنج یا نان سرو می شود.

the secret to great gumboes is in the roux.

راز گامبوی خوب در Roux است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید