gumlike texture
پوستهای مانند نشاسته
gumlike substance
مادهای مانند نشاسته
felt gumlike
احساس نشاستهای
gumlike residue
بقایای نشاستهای
gumlike coating
پوشش نشاستهای
becoming gumlike
در حال شدن به نشاستهای
gumlike mass
جُرم نشاستهای
a gumlike feel
احساس نشاستهای
gumlike film
فیلم نشاستهای
gumlike appearance
نمونهای نشاستهای
the child's artwork featured a gumlike blob of purple paint.
کار گرافیکی کودک یک ناب تقریباً مشابه چربی و رنگ بنفش را نمایش داد.
he struggled to remove the gumlike residue from his shoe.
او سعی کرد چربیمانند باقیمانده را از کفش خود حذف کند.
the cave walls were coated in a gumlike, slimy substance.
دیوارههای ایستگاه با یک ماده لایهای چربیمانند و چرب پوشیده شده بود.
the alien life form had a gumlike texture and a strange odor.
این موجود زنده خارقالعاده دارای بافت چربیمانند و بوی عجیبی بود.
the volcanic rock had a surprisingly gumlike consistency when wet.
سنگهای آتشفشانی وقتی مرطوب میشدند، دارای چگونگی چربیمانند بودند.
she chewed on a piece of gumlike seaweed she found on the beach.
او روی یک قطعه جلبک چربیمانند که روی پایتخت پیدا کرده بود، چشید.
the experimental polymer formed a gumlike mass under certain conditions.
پلیمر آزمایشی در شرایط خاصی یک جرم چربیمانند ایجاد کرد.
the sap on the tree had a gumlike consistency and a sweet smell.
نектار درخت دارای چگونگی چربیمانند و بوی شیرینی بود.
the artist used a gumlike medium to create the abstract sculpture.
هنرمند از یک رسانا چربیمانند برای ایجاد یک اثر تجسمی استفاده کرد.
the old sealant had a hardened, gumlike layer on its surface.
لایهای سخت و چربیمانند روی سطح چسب قدیمی وجود داشت.
the dough had a gumlike stretch as she kneaded it.
وقتی او آن را میکوید، ترکیب دارای یک کشیدگی چربیمانند بود.
gumlike texture
پوستهای مانند نشاسته
gumlike substance
مادهای مانند نشاسته
felt gumlike
احساس نشاستهای
gumlike residue
بقایای نشاستهای
gumlike coating
پوشش نشاستهای
becoming gumlike
در حال شدن به نشاستهای
gumlike mass
جُرم نشاستهای
a gumlike feel
احساس نشاستهای
gumlike film
فیلم نشاستهای
gumlike appearance
نمونهای نشاستهای
the child's artwork featured a gumlike blob of purple paint.
کار گرافیکی کودک یک ناب تقریباً مشابه چربی و رنگ بنفش را نمایش داد.
he struggled to remove the gumlike residue from his shoe.
او سعی کرد چربیمانند باقیمانده را از کفش خود حذف کند.
the cave walls were coated in a gumlike, slimy substance.
دیوارههای ایستگاه با یک ماده لایهای چربیمانند و چرب پوشیده شده بود.
the alien life form had a gumlike texture and a strange odor.
این موجود زنده خارقالعاده دارای بافت چربیمانند و بوی عجیبی بود.
the volcanic rock had a surprisingly gumlike consistency when wet.
سنگهای آتشفشانی وقتی مرطوب میشدند، دارای چگونگی چربیمانند بودند.
she chewed on a piece of gumlike seaweed she found on the beach.
او روی یک قطعه جلبک چربیمانند که روی پایتخت پیدا کرده بود، چشید.
the experimental polymer formed a gumlike mass under certain conditions.
پلیمر آزمایشی در شرایط خاصی یک جرم چربیمانند ایجاد کرد.
the sap on the tree had a gumlike consistency and a sweet smell.
نектار درخت دارای چگونگی چربیمانند و بوی شیرینی بود.
the artist used a gumlike medium to create the abstract sculpture.
هنرمند از یک رسانا چربیمانند برای ایجاد یک اثر تجسمی استفاده کرد.
the old sealant had a hardened, gumlike layer on its surface.
لایهای سخت و چربیمانند روی سطح چسب قدیمی وجود داشت.
the dough had a gumlike stretch as she kneaded it.
وقتی او آن را میکوید، ترکیب دارای یک کشیدگی چربیمانند بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید