ropy

[ایالات متحده]/'rəʊpɪ/
[بریتانیا]/'ropi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه به طناب
غلیظ و چسبناک، قادر به کشیده شدن به رشته‌ها
محکم.

عبارات و ترکیب‌ها

ropy texture

بافت رشته‌ای

ropy consistency

درجة غلظت رشته‌ای

جملات نمونه

a portrait by a pretty ropy artist.

یک پرتره اثر یک هنرمند نسبتاً خوب

the ropy roots of the old tree.

ریشه‌های پوسیده و بلند درخت قدیمی

Semi-automatic Filling Machine are suitable for dosing filling products at any kinds of ropy pitch from aquiform to viscosity.

دستگاه پرکننده نیمه اتوماتیک برای دوز کردن محصولات پرکننده با هر نوع ویسکوزیته رقیق تا غلیظ مناسب است.

Murraya was found having with blurred dividing lines on epidermis without ropy emblazonry,while sect.Bergera appeared the other way round.

Murraya دارای خطوط جدا کننده تار در روی اپیدرم بدون تزئینات طنابی بود، در حالی که بخش. برگرا برعکس ظاهر شد.

Patterns in Nature: Lava Pahoehoe lava, the hottest Hawaiian lava type, may darken into ropy strands or wrinkle into silver-sheened taffy, such as this flow in Hawai'i Volcanoes National Park.

الگوهای طبیعت: گدازه پاهوئهوه، داغ ترین نوع گدازه هاوایی، ممکن است به رشته های طنابی تیره تبدیل شود یا به شیرینی های نقره ای درخشان تبدیل شود، مانند این جریان در پارک ملی آتشفشان هاوایی.

The old rope was ropy and frayed.

طناب قدیمی پوسیده و فرسوده بود.

The ropy texture of the sauce made it hard to pour.

بافت رشته‌ای سس باعث می‌شد ریختن آن دشوار باشد.

He had a ropy cough that wouldn't go away.

او سرفه‌ای رشته‌ای داشت که خوب نمی‌شد.

The ropy vines twisted around the tree trunk.

سرشاخه‌های رشته‌ای دور تنه درخت پیچیده بودند.

The athlete's muscles were ropy and well-defined.

عضلات ورزشکار رشته‌ای و خوش‌فرم بودند.

The ropy consistency of the yogurt made it difficult to stir.

غِلظت رشته‌ای ماست باعث می‌شد هم زدن آن دشوار باشد.

The ropy seaweed clung to the rocks.

جلبک‌های رشته‌ای به صخره‌ها چسبیده بودند.

The ropy strands of hair fell across her face.

تارهای رشته‌ای مو روی صورتش افتاده بودند.

The ropy spiderweb glistened in the sunlight.

تار عنکبوت رشته‌ای در نور خورشید می‌درخشید.

The ropy nature of the relationship was evident in their constant arguments.

ماهیت رشته‌ای رابطه در بحث‌های مداوم آن‌ها آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید