showing gumption
نشان دادن پشتکار
full of gumption
پر از پشتکار
lacking gumption
فاقد پشتکار
use your gumption
از پشتکار خود استفاده کنید
With his gumption he will make a success of himself.
با اعتماد به نفس و پشتکار خود، او موفق خواهد شد.
It takes gumption to quit a good paying job.
برای ترک یک شغل خوب پرداخت کننده، به اعتماد به نفس و پشتکار نیاز است.
own sonsy and optimistical character, gumption, responsibility and kind work moral;be easy to affiliate with people;
شخصیت پسرانه و خوش بینانه، ذکاوت، مسئولیت و اخلاق کاری خوب؛ به راحتی با مردم ارتباط برقرار کنید.
his new wife had the gumption to put her foot down and head Dan off from those crazy schemes.
همسر جدیدش با اعتماد به نفس و پشتکار، پای خود را محکم کرد و مانع از نقشههای دیوانه کننده دان شد.
She showed great gumption when she decided to start her own business.
وقتی تصمیم گرفت کسب و کار خود را راه اندازی کند، اعتماد به نفس و پشتکار زیادی نشان داد.
It takes a lot of gumption to speak up in front of a large audience.
برای صحبت کردن در مقابل یک مخاطب بزرگ، به اعتماد به نفس و پشتکار زیادی نیاز است.
He lacks the gumption to take risks and try something new.
او فاقد اعتماد به نفس و پشتکار برای به خطر انداختن و امتحان کردن چیزهای جدید است.
With a bit of gumption, you can overcome any obstacle in your way.
با کمی اعتماد به نفس و پشتکار، می توانید هر مانعی را در سر راه خود غلبه کنید.
She approached the challenge with gumption and determination.
او این چالش را با اعتماد به نفس و پشتکار و اراده به پیش برد.
His gumption and drive have led him to great success in his career.
اعتماد به نفس و پشتکار و انگیزه او را به موفقیت بزرگ در حرفه او سوق داده است.
It's important to have the gumption to stand up for what you believe in.
مهم است که اعتماد به نفس و پشتکار برای ایستادن در کنار آنچه به آن اعتقاد دارید، داشته باشید.
She tackled the difficult project with gumption and perseverance.
او پروژه دشوار را با اعتماد به نفس و پشتکار و استقامت انجام داد.
His gumption and resilience helped him bounce back from failure.
اعتماد به نفس و پشتکار و انعطاف پذیری او به او کمک کرد تا از شکست دوباره روی پا بایستد.
The team showed great gumption in taking on the challenging task.
تیم اعتماد به نفس و پشتکار زیادی در انجام این وظیفه چالش برانگیز نشان داد.
showing gumption
نشان دادن پشتکار
full of gumption
پر از پشتکار
lacking gumption
فاقد پشتکار
use your gumption
از پشتکار خود استفاده کنید
With his gumption he will make a success of himself.
با اعتماد به نفس و پشتکار خود، او موفق خواهد شد.
It takes gumption to quit a good paying job.
برای ترک یک شغل خوب پرداخت کننده، به اعتماد به نفس و پشتکار نیاز است.
own sonsy and optimistical character, gumption, responsibility and kind work moral;be easy to affiliate with people;
شخصیت پسرانه و خوش بینانه، ذکاوت، مسئولیت و اخلاق کاری خوب؛ به راحتی با مردم ارتباط برقرار کنید.
his new wife had the gumption to put her foot down and head Dan off from those crazy schemes.
همسر جدیدش با اعتماد به نفس و پشتکار، پای خود را محکم کرد و مانع از نقشههای دیوانه کننده دان شد.
She showed great gumption when she decided to start her own business.
وقتی تصمیم گرفت کسب و کار خود را راه اندازی کند، اعتماد به نفس و پشتکار زیادی نشان داد.
It takes a lot of gumption to speak up in front of a large audience.
برای صحبت کردن در مقابل یک مخاطب بزرگ، به اعتماد به نفس و پشتکار زیادی نیاز است.
He lacks the gumption to take risks and try something new.
او فاقد اعتماد به نفس و پشتکار برای به خطر انداختن و امتحان کردن چیزهای جدید است.
With a bit of gumption, you can overcome any obstacle in your way.
با کمی اعتماد به نفس و پشتکار، می توانید هر مانعی را در سر راه خود غلبه کنید.
She approached the challenge with gumption and determination.
او این چالش را با اعتماد به نفس و پشتکار و اراده به پیش برد.
His gumption and drive have led him to great success in his career.
اعتماد به نفس و پشتکار و انگیزه او را به موفقیت بزرگ در حرفه او سوق داده است.
It's important to have the gumption to stand up for what you believe in.
مهم است که اعتماد به نفس و پشتکار برای ایستادن در کنار آنچه به آن اعتقاد دارید، داشته باشید.
She tackled the difficult project with gumption and perseverance.
او پروژه دشوار را با اعتماد به نفس و پشتکار و استقامت انجام داد.
His gumption and resilience helped him bounce back from failure.
اعتماد به نفس و پشتکار و انعطاف پذیری او به او کمک کرد تا از شکست دوباره روی پا بایستد.
The team showed great gumption in taking on the challenging task.
تیم اعتماد به نفس و پشتکار زیادی در انجام این وظیفه چالش برانگیز نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید