gur

[ایالات متحده]/ɡɜː/
[بریتانیا]/ɡɜr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به جریان الکتریکی
n. شکر خام

عبارات و ترکیب‌ها

big gur

گور بزرگ

little gur

گور کوچک

cool gur

گور خنک

smart gur

گور باهوش

funny gur

گور خنده دار

strong gur

گور قوی

fast gur

گور سریع

brave gur

گور شجاع

kind gur

گور مهربان

wise gur

گور خردمند

جملات نمونه

she has a great sense of gur when it comes to fashion.

او در زمینه مد حس غریبی دارد.

it's important to have a gur for the local culture.

داشتن حسی برای فرهنگ محلی مهم است.

he has a natural gur for music and rhythm.

او به طور طبیعی حسی برای موسیقی و ریتم دارد.

to succeed in business, you need to have a good gur.

برای موفقیت در کسب و کار، به یک حس خوب نیاز دارید.

she has a gur for picking the right investments.

او حسی برای انتخاب سرمایه‌گذاری‌های مناسب دارد.

having a gur can help you make better decisions.

داشتن یک حس می تواند به شما در تصمیم گیری بهتر کمک کند.

he trusts his gur when it comes to relationships.

او در مورد روابط به حس خود اعتماد دارد.

she has a great gur for understanding people's emotions.

او حس فوق العاده ای برای درک احساسات مردم دارد.

developing a gur for cooking takes time and practice.

توسعه یک حس برای آشپزی زمان و تمرین می برد.

you should listen to your gur about this opportunity.

باید به حس خود در مورد این فرصت گوش دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید