guzzling water
نوشیدن آب
guzzling gas
نوشیدن گاز
guzzling soda
نوشیدن نوشابه
guzzling beer
نوشیدن آبجو
guzzling juice
نوشیدن آبمیوه
guzzling food
نوشیدن غذا
guzzling fuel
نوشیدن سوخت
guzzling milk
نوشیدن شیر
guzzling energy
نوشیدن انرژی
guzzling drinks
نوشیدن نوشیدنی
the kids were guzzling soda at the party.
کودکان در مهمانی نوشیدنی گازدار زیادی مینوشیدند.
he was guzzling down his lunch in a hurry.
او ناهارش را با عجله نوشید.
the dog was guzzling water after the run.
سگ بعد از دویدن آب زیادی مینوشید.
she sat on the couch, guzzling her favorite drink.
او روی مبل نشست و نوشیدنی مورد علاقه خود را نوشید.
they were guzzling energy drinks during the game.
آنها در طول مسابقه نوشیدنی انرژی زیادی مینوشیدند.
the team was guzzling water after the intense match.
تیم بعد از مسابقه شدید آب زیادی نوشید.
he was guzzling down the last of the pizza.
او آخرین تکه پیتزا را نوشید.
we were guzzling coffee to stay awake during the meeting.
ما برای بیدار ماندن در طول جلسه قهوه زیادی مینوشیدیم.
the children were guzzling juice at the picnic.
کودکان در پیکنیک آبمیوه زیادی مینوشیدند.
she caught him guzzling snacks while watching tv.
او دید که او در حین تماشای تلویزیون میانوعده مینوشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید