guzzling

[ایالات متحده]/ˈɡʌzlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡʌzlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل خوردن یا نوشیدن با حرص یا به طور بیش از حد

عبارات و ترکیب‌ها

guzzling water

نوشیدن آب

guzzling gas

نوشیدن گاز

guzzling soda

نوشیدن نوشابه

guzzling beer

نوشیدن آبجو

guzzling juice

نوشیدن آبمیوه

guzzling food

نوشیدن غذا

guzzling fuel

نوشیدن سوخت

guzzling milk

نوشیدن شیر

guzzling energy

نوشیدن انرژی

guzzling drinks

نوشیدن نوشیدنی

جملات نمونه

the kids were guzzling soda at the party.

کودکان در مهمانی نوشیدنی گازدار زیادی می‌نوشیدند.

he was guzzling down his lunch in a hurry.

او ناهارش را با عجله نوشید.

the dog was guzzling water after the run.

سگ بعد از دویدن آب زیادی می‌نوشید.

she sat on the couch, guzzling her favorite drink.

او روی مبل نشست و نوشیدنی مورد علاقه خود را نوشید.

they were guzzling energy drinks during the game.

آنها در طول مسابقه نوشیدنی انرژی زیادی می‌نوشیدند.

the team was guzzling water after the intense match.

تیم بعد از مسابقه شدید آب زیادی نوشید.

he was guzzling down the last of the pizza.

او آخرین تکه پیتزا را نوشید.

we were guzzling coffee to stay awake during the meeting.

ما برای بیدار ماندن در طول جلسه قهوه زیادی می‌نوشیدیم.

the children were guzzling juice at the picnic.

کودکان در پیک‌نیک آبمیوه زیادی می‌نوشیدند.

she caught him guzzling snacks while watching tv.

او دید که او در حین تماشای تلویزیون میان‌وعده می‌نوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید