sipping

[ایالات متحده]/ˈsɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نوشیدن به مقادیر کم

عبارات و ترکیب‌ها

sipping coffee

نوشیدن قهوه

sipping tea

نوشیدن چای

sipping wine

نوشیدن شراب

sipping juice

نوشیدن آبمیوه

sipping water

نوشیدن آب

sipping whiskey

نوشیدن ویسکی

sipping soda

نوشیدن نوشابه

sipping cocktails

نوشیدن کوکتل

sipping lemonade

نوشیدن لیموناد

sipping milk

نوشیدن شیر

جملات نمونه

she was sipping her coffee while reading a book.

او در حال نوشیدن قهوه خود در حالی که کتاب می خواند.

he enjoys sipping tea in the afternoon.

او از نوشیدن چای بعد از ظهر لذت می برد.

they were sipping cocktails by the pool.

آنها در کنار استخر در حال نوشیدن کوکتل بودند.

she spent the evening sipping wine with friends.

او شب را با نوشیدن شراب با دوستانش گذراند.

he was sipping soup to warm up on a cold day.

او برای گرم شدن در یک روز سرد در حال نوشیدن سوپ بود.

we enjoyed sipping hot chocolate by the fireplace.

ما از نوشیدن شکلات داغ کنار شومینه لذت بردیم.

she loves sipping herbal tea before bedtime.

او عاشق نوشیدن چای گیاهی قبل از خواب است.

he was sipping a smoothie while jogging.

او در حالی که می‌دوید در حال نوشیدن اسموتی بود.

they were sipping lemonade on a hot summer day.

آنها در یک روز گرم تابستان در حال نوشیدن لیموناد بودند.

she was happily sipping her drink at the party.

او با خوشحالی در مهمانی نوشیدنی خود را می‌نوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید