gybing

[ایالات متحده]/ˈdʒaɪbɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdʒaɪbɪŋ/

ترجمه

v. تغییر مسیر

عبارات و ترکیب‌ها

gybing technique

تکنیک گایبینگ

gybing maneuver

حرکت گایبینگ

gybing action

عمل گایبینگ

gybing point

نقطه گایبینگ

gybing speed

سرعت گایبینگ

gybing process

فرآیند گایبینگ

gybing strategy

استراتژی گایبینگ

gybing performance

عملکرد گایبینگ

gybing rules

قوانین گایبینگ

جملات نمونه

gybing is an essential skill for any sailor.

چرخش‌دادن یک مهارت ضروری برای هر قایقرانی است.

we practiced gybing during our sailing lessons.

ما چرخش‌دادن را در طول کلاس‌های قایقرانی خود تمرین کردیم.

gybing can be tricky in strong winds.

چرخش‌دادن در بادهای شدید می‌تواند مشکل باشد.

he mastered the technique of gybing quickly.

او به سرعت تکنیک چرخش‌دادن را به دست آورد.

gybing helps to change direction efficiently.

چرخش‌دادن به تغییر جهت به طور مؤثر کمک می‌کند.

the crew coordinated perfectly during the gybing maneuver.

خدمه در طول مانور چرخش‌دادن به طور کامل هماهنگ بودند.

we need to practice gybing before the race.

ما باید قبل از مسابقه چرخش‌دادن را تمرین کنیم.

gybing at the right moment can give us an advantage.

چرخش‌دادن در زمان مناسب می‌تواند به ما برتری دهد.

he felt a rush of adrenaline while gybing.

او در حین چرخش‌دادن احساس هجوم آدرنالین کرد.

gybing requires good timing and balance.

چرخش‌دادن نیاز به زمان‌بندی و تعادل خوب دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید