tack on
اضافه کردن
tack welding
جوشکاری نقطهای
bar tack
جوش نقطهای
The sailor was tacking against the wind.
ملوان در برابر باد در حال دنده گردان بود.
She was tacking up posters for the event.
او در حال نصب پوسترها برای رویداد بود.
Tacking on extra charges is not a good business practice.
اضافه کردن هزینه های اضافی یک روش تجاری خوب نیست.
The company is tacking towards a more sustainable approach.
شرکت در حال حرکت به سمت یک رویکرد پایدارتر است.
Tacking a note to the door, she reminded herself of the meeting.
او یادداشتی را به در چسباند و به خود یادآوری کرد که قرار است ملاقات کند.
The politician was tacking his speech to appeal to different audiences.
سیاستمدار سخنرانی خود را به گونه ای تنظیم کرد تا بتواند مخاطبان مختلف را جذب کند.
Tacking on an extra paragraph improved the flow of the essay.
اضافه کردن یک پاراگراف اضافی باعث بهبود جریان مقاله شد.
The carpenter was tacking the fabric onto the frame.
نجار پارچه را روی قاب نصب کرد.
Tacking down the loose carpet edges prevents tripping.
نصب لبه های فرش شل از زمین خوردن جلوگیری می کند.
She was tacking up the hem of her dress with a needle and thread.
او با سوزن و نخ، حاشیه لباسش را نصب کرد.
Or how about a little craft tacking?
یا درباره کمی کاردستی چطور؟
منبع: Listening DigestYeah. You start tacking on those zeros, it gets hard to stop.
بله. وقتی شروع به اضافه کردن آن صفرها میکنید، متوقف شدن سخت میشود.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4The volunteers who worked it out, the software, the mechanical engineers, these people, have automated its tacking.
داوطلبان که آن را حل کردند، نرمافزار، مهندسان مکانیک، این افراد، اتوماسیون آن را انجام دادهاند.
منبع: CNN 10 Student English October 2020 CollectionChristina Clark says many of her suppliers have raised prices twice this year, and some are now tacking on a shipping surcharge.
کریستینا کلارک میگوید بسیاری از تامینکنندگان او قیمتها را امسال دو بار افزایش دادهاند و برخی اکنون هزینه حمل و نقل را نیز اضافه میکنند.
منبع: CNN 10 Student English October 2021 CollectionHe could not have cared less about conventional wisdom, and that often made him tack left when everyone else was tacking right.
او اصلاً به خرد جمعی اهمیت نمیداد و این اغلب باعث میشد که در حالی که همه به سمت راست میرفتند، او به سمت چپ بچرخد.
منبع: What it takes: Celebrity InterviewsWas the Abraham Lincoln tacking about? Would Commander Farragut put a longboat to sea? Could I hope to be rescued?
آیا آبراهام لینکلن در مورد چرخیدن صحبت میکرد؟ آیا فرمانده فاراگوت یک قایق بلند را به دریا میفرستاد؟ آیا میتوانستم امیدوار باشم که نجات یابم؟
منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)The airlines are tacking on fees;they're charging you for more and more things.
شرکتهای هواپیمایی هزینهها را اضافه میکنند؛ آنها برای بیشتر و بیشتر موارد از شما هزینه دریافت میکنند.
منبع: 2010 ESLPodHaven't you noticed all of the fees the airlines are tacking on these days?
آیا متوجه نشدهاید که این روزها شرکتهای هواپیمایی چه هزینههایی اضافه میکنند؟
منبع: 2010 ESLPodThrough art, we're tacking some of the hardest questions, like what does it really mean to feel?
از طریق هنر، در حال پرداختن به برخی از سختترین سؤالات هستیم، مانند اینکه واقعاً احساس کردن به چه معناست؟
منبع: TED Talks (Video Edition) April 2018 CollectionAnd if I have to risk tacking on a few years to save her, is not even a close call.
و اگر مجبورم برای نجات او چند سال به ریسک اضافه کنم، حتی نزدیک هم نیست.
منبع: Suits Season 5لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید