gypped

[ایالات متحده]/dʒɪpt/
[بریتانیا]/dʒɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تقلب کرده یا فریب داده شده

عبارات و ترکیب‌ها

gypped out

فریب خوردم

gypped me

منو فریب دادن

gypped again

باز هم فریب خوردم

gypped badly

خیلی بد فریب خوردم

gypped you

تو رو فریب دادن

totally gypped

کاملاً فریب خوردم

never gypped

هیچ وقت فریب نخوردم

feeling gypped

احساس میکنم فریب خوردم

gypped outta

از فریب دادن خارج شدم

gypped once

یک بار فریب خوردم

جملات نمونه

she felt gypped after paying so much for a concert ticket.

او احساس کرد که پس از پرداخت هزینه بسیار زیاد برای بلیط کنسرت، فریب خورده است.

he thought he was gypped by the car dealer.

او فکر کرد که توسط فروشنده خودرو فریب خورده است.

many customers feel gypped by hidden fees.

بسیاری از مشتریان احساس می کنند که توسط هزینه های پنهان فریب خورده اند.

don't let anyone gypped you out of your hard-earned money.

به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را از پول به دست آورده تان فریب دهد.

she felt gypped when the product didn't work as advertised.

او احساس کرد که فریب خورده است وقتی محصولی که تبلیغ شده بود، کار نکرد.

he was gypped in the deal and lost a lot of money.

او در معامله فریب خورد و مقدار زیادی پول از دست داد.

after the vacation, they realized they had been gypped.

بعد از تعطیلات، آنها متوجه شدند که فریب خورده اند.

she felt gypped because her friends didn't show up.

او احساس کرد که فریب خورده است زیرا دوستانش ظاهر نشدند.

he complained that the service was gypped.

او شکایت کرد که خدمات فریبنده بود.

they were gypped by a scam artist.

آنها توسط یک کلاهبردار فریب خوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید