gypped out
فریب خوردم
gypped me
منو فریب دادن
gypped again
باز هم فریب خوردم
gypped badly
خیلی بد فریب خوردم
gypped you
تو رو فریب دادن
totally gypped
کاملاً فریب خوردم
never gypped
هیچ وقت فریب نخوردم
feeling gypped
احساس میکنم فریب خوردم
gypped outta
از فریب دادن خارج شدم
gypped once
یک بار فریب خوردم
she felt gypped after paying so much for a concert ticket.
او احساس کرد که پس از پرداخت هزینه بسیار زیاد برای بلیط کنسرت، فریب خورده است.
he thought he was gypped by the car dealer.
او فکر کرد که توسط فروشنده خودرو فریب خورده است.
many customers feel gypped by hidden fees.
بسیاری از مشتریان احساس می کنند که توسط هزینه های پنهان فریب خورده اند.
don't let anyone gypped you out of your hard-earned money.
به هیچ وجه اجازه ندهید کسی شما را از پول به دست آورده تان فریب دهد.
she felt gypped when the product didn't work as advertised.
او احساس کرد که فریب خورده است وقتی محصولی که تبلیغ شده بود، کار نکرد.
he was gypped in the deal and lost a lot of money.
او در معامله فریب خورد و مقدار زیادی پول از دست داد.
after the vacation, they realized they had been gypped.
بعد از تعطیلات، آنها متوجه شدند که فریب خورده اند.
she felt gypped because her friends didn't show up.
او احساس کرد که فریب خورده است زیرا دوستانش ظاهر نشدند.
he complained that the service was gypped.
او شکایت کرد که خدمات فریبنده بود.
they were gypped by a scam artist.
آنها توسط یک کلاهبردار فریب خوردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید