haberdasher

[ایالات متحده]/'hæbə,dæʃə/
[بریتانیا]/'hæbɚdæʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فروشنده لباس مردانه و لوازم خیاطی.
Word Forms

جملات نمونه

The haberdasher presented a cap , saying,"Here is the cap your worship bespoke."

خیاط با کلاه ای گفت: "این همان کلاهی است که شما سفارش داده اید."

Florist shops, furriers, haberdashers, confectioners -- all followed in rapid succession.

فروشگاه های گل فروشی، فروشندگان پوست، خیاط ها، شیرینی پزها - همه به سرعت پشت سر هم آمدند.

He visited the haberdasher to buy some new ties.

او برای خرید مقداری کراوات جدید به مغازه خیاط رفت.

The haberdasher sells a variety of sewing supplies.

خیاط انواع لوازم خیاطی را می فروشد.

She picked out a stylish hat at the haberdasher's shop.

او یک کلاه شیک از مغازه خیاط انتخاب کرد.

The haberdasher recommended a high-quality fabric for the suit.

خیاط پارچه با کیفیت بالا برای کت و شلوار توصیه کرد.

The haberdasher specializes in custom-made clothing.

خیاط در زمینه تولید لباس های سفارشی تخصص دارد.

Customers can find a wide selection of buttons at the haberdasher.

مشتریان می توانند انواع دکمه ها را در مغازه خیاط پیدا کنند.

The haberdasher offers alterations for garments purchased in the store.

خیاط خدمات تغییرات لباس های خریداری شده در مغازه را ارائه می دهد.

The haberdasher's shop is known for its attention to detail.

مغازه خیاط به دلیل توجه به جزئیات معروف است.

The haberdasher displayed the latest fashion trends in the window.

خیاط آخرین روند های مد را در ویترین به نمایش گذاشت.

I need to stop by the haberdasher to pick up some thread for my sewing project.

من باید برای خرید نخ برای پروژه خیاطی ام به مغازه خیاط سر بزنم.

نمونه‌های واقعی

When I wasn't praying for you to find a halfway decent haberdasher.

وقتی من دعا نمی‌کردم که شما یک خیاط مناسب پیدا کنید.

منبع: American Horror Story: Season 2

Did any haberdasher ever look so smirking?

آیا تا به حال خیاطی با این حال و هوای شیطنت‌آمیز دیده شده است؟

منبع: Middlemarch (Part Two)

And so they were a group of these haberdasher people and one of them was a man called " Robert Aske, " so this is somebody's name; person.

و آن‌ها گروهی از این افراد خیاط بودند و یکی از آن‌ها مردی به نام «رابرت آسکه» بود، پس این اسم یک نفر است؛ شخص.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

So, the apostrophe is outside the " s" here because we're talking about more than one haberdasher, that's the rule; more than one thing, and possession - the apostrophe goes on the outside.

بنابراین، علامت آپاستروف در اینجا در خارج از " s" قرار دارد زیرا ما در مورد بیش از یک خیاط صحبت می‌کنیم، این قانون است؛ بیش از یک چیز، و مالکیت - علامت آپاستروف در خارج قرار می‌گیرد.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید