utter hackneyedness
حداکثر کلیشهای بودن
pure hackneyedness
کلیشهای بودن محض
sheer hackneyedness
کلیشهای بودن محض
total hackneyedness
کلیشهای بودن کامل
hackneyedness everywhere
کلیشهای بودن همه جا
avoid hackneyedness
از کلیشهای بودن اجتناب کنید
escape hackneyedness
از کلیشهای بودن فرار کنید
mocked hackneyedness
کلیشهای بودن مورد تمسخر قرار گرفت
hackneyedness persists
کلیشهای بودن ادامه دارد
hackneyedness returns
کلیشهای بودن باز میگردد
the hackneyedness of the plot was obvious from the opening scene.
اغراقآمیز بودن طرح از صحنه آغازین آشکار بود.
i grew tired of the hackneyedness of his excuses.
من از کلیشهای بودن بهانههای او خسته شدم.
the hackneyedness of the slogan made the campaign feel insincere.
کلیشهای بودن شعار باعث شد کمپین غیرصادقانه به نظر برسد.
critics noted the hackneyedness of the dialogue in the final act.
منتقدان به کلیشهای بودن دیالوگها در صحنه پایانی اشاره کردند.
she tried to avoid the hackneyedness of stock phrases in her speech.
او سعی کرد از کلیشهای بودن عبارات تکراری در سخنرانی خود اجتناب کند.
the hackneyedness of the love story undermined its emotional impact.
کلیشهای بودن داستان عاشقانه، تاثیر احساسی آن را تضعیف کرد.
we laughed at the hackneyedness of the predictable twist.
ما به خاطر کلیشهای بودن پیچش غیرمنتظره خندیدیم.
his writing suffers from the hackneyedness of overused metaphors.
نوشتن او از کلیشهای بودن استعارههای تکراری رنج میبرد.
the hackneyedness of the jokes drew groans from the audience.
کلیشهای بودن جوکها باعث آه و ناله تماشاچیان شد.
they criticized the hackneyedness of the script for relying on tired tropes.
آنها به خاطر تکیه بر کلیشههای خسته کننده، فیلمنامه را به خاطر کلیشهای بودنش مورد انتقاد قرار دادند.
despite the hackneyedness of the premise, the acting was superb.
با وجود کلیشهای بودن طرح، بازیگران عالی بودند.
the hackneyedness of the ending left readers unimpressed.
کلیشهای بودن پایان باعث شد خوانندگان تحت تاثیر قرار نگیرند.
utter hackneyedness
حداکثر کلیشهای بودن
pure hackneyedness
کلیشهای بودن محض
sheer hackneyedness
کلیشهای بودن محض
total hackneyedness
کلیشهای بودن کامل
hackneyedness everywhere
کلیشهای بودن همه جا
avoid hackneyedness
از کلیشهای بودن اجتناب کنید
escape hackneyedness
از کلیشهای بودن فرار کنید
mocked hackneyedness
کلیشهای بودن مورد تمسخر قرار گرفت
hackneyedness persists
کلیشهای بودن ادامه دارد
hackneyedness returns
کلیشهای بودن باز میگردد
the hackneyedness of the plot was obvious from the opening scene.
اغراقآمیز بودن طرح از صحنه آغازین آشکار بود.
i grew tired of the hackneyedness of his excuses.
من از کلیشهای بودن بهانههای او خسته شدم.
the hackneyedness of the slogan made the campaign feel insincere.
کلیشهای بودن شعار باعث شد کمپین غیرصادقانه به نظر برسد.
critics noted the hackneyedness of the dialogue in the final act.
منتقدان به کلیشهای بودن دیالوگها در صحنه پایانی اشاره کردند.
she tried to avoid the hackneyedness of stock phrases in her speech.
او سعی کرد از کلیشهای بودن عبارات تکراری در سخنرانی خود اجتناب کند.
the hackneyedness of the love story undermined its emotional impact.
کلیشهای بودن داستان عاشقانه، تاثیر احساسی آن را تضعیف کرد.
we laughed at the hackneyedness of the predictable twist.
ما به خاطر کلیشهای بودن پیچش غیرمنتظره خندیدیم.
his writing suffers from the hackneyedness of overused metaphors.
نوشتن او از کلیشهای بودن استعارههای تکراری رنج میبرد.
the hackneyedness of the jokes drew groans from the audience.
کلیشهای بودن جوکها باعث آه و ناله تماشاچیان شد.
they criticized the hackneyedness of the script for relying on tired tropes.
آنها به خاطر تکیه بر کلیشههای خسته کننده، فیلمنامه را به خاطر کلیشهای بودنش مورد انتقاد قرار دادند.
despite the hackneyedness of the premise, the acting was superb.
با وجود کلیشهای بودن طرح، بازیگران عالی بودند.
the hackneyedness of the ending left readers unimpressed.
کلیشهای بودن پایان باعث شد خوانندگان تحت تاثیر قرار نگیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید