hadith

[ایالات متحده]/həˈdiːθ/
[بریتانیا]/həˈdiθ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ثبت اقوال و اعمال محمد، که به عنوان مکملی برای قرآن عمل می‌کند
Word Forms
جمعhadiths

عبارات و ترکیب‌ها

authentic hadith

حدیث معتبر

narrated hadith

حدیث منقول

weak hadith

حدیث ضعیف

reliable hadith

حدیث موثق

hadith collection

مجموعه حدیث

hadith scholar

محقق حدیث

hadith studies

مطالعات حدیثی

hadith literature

ادبیات حدیثی

hadith commentary

تفسیر حدیث

hadith verification

تأیید حدیث

جملات نمونه

the hadith emphasizes the importance of honesty.

حدیث بر اهمیت صداقت تاکید می‌کند.

many scholars study hadith to understand islamic teachings better.

بسیاری از محققان حدیث را برای درک بهتر آموزه‌های اسلامی مطالعه می‌کنند.

this hadith provides guidance on moral behavior.

این حدیث راهنمایی در مورد رفتار اخلاقی ارائه می‌دهد.

in the hadith, kindness to others is highly encouraged.

در حدیث، مهربانی با دیگران بسیار تشویق می‌شود.

understanding hadith is crucial for interpreting the quran.

درک حدیث برای تفسیر قرآن بسیار مهم است.

he quoted a hadith during his lecture on faith.

او در سخنرانی خود در مورد ایمان، از یک حدیث نقل کرد.

hadith collections are essential resources for islamic jurisprudence.

مجموعه‌های حدیث منابع ضروری برای فقه اسلامی هستند.

each hadith is evaluated for its authenticity.

هر حدیث از نظر اصالت آن ارزیابی می‌شود.

the hadith teaches us the value of patience.

حدیث به ما ارزش صبر را آموزش می‌دهد.

learning hadith can deepen one's faith.

یادگیری حدیث می‌تواند ایمان یک شخص را عمیق‌تر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید