haemoglobinuria

[ایالات متحده]/ˌhiːməˌɡləʊbɪˈnjʊəriə/
[بریتانیا]/ˌhiːməˌɡloʊbɪˈnʊriə/

ترجمه

n. وجود هموگلوبین در ادرار
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

haemoglobinuria symptoms

علائم هموگلوبینوری

haemoglobinuria diagnosis

تشخیص هموگلوبینوری

haemoglobinuria treatment

درمان هموگلوبینوری

haemoglobinuria causes

علت‌های هموگلوبینوری

haemoglobinuria management

مدیریت هموگلوبینوری

haemoglobinuria testing

تست هموگلوبینوری

haemoglobinuria risk

خطر هموگلوبینوری

haemoglobinuria levels

سطح هموگلوبینوری

haemoglobinuria cases

موارد هموگلوبینوری

haemoglobinuria effects

اثرات هموگلوبینوری

جملات نمونه

haemoglobinuria can indicate severe hemolysis.

هموگلوبینوری می‌تواند نشان‌دهنده همولیز شدید باشد.

patients with haemoglobinuria should undergo further testing.

بیماران مبتلا به هموگلوبینوری باید تحت آزمایش‌های بیشتر قرار گیرند.

haemoglobinuria may result from strenuous exercise.

هموگلوبینوری ممکن است ناشی از ورزش شدید باشد.

symptoms of haemoglobinuria include dark urine.

علائم هموگلوبینوری شامل ادرار تیره است.

doctors often look for haemoglobinuria in kidney patients.

پزشکان اغلب به دنبال هموگلوبینوری در بیماران کلیوی می‌گردند.

haemoglobinuria can be a sign of an underlying condition.

هموگلوبینوری می‌تواند نشانه‌ای از یک بیماری زمینه‌ای باشد.

in some cases, haemoglobinuria can lead to anemia.

در برخی موارد، هموگلوبینوری می‌تواند منجر به کم‌خونی شود.

monitoring haemoglobinuria is important in certain treatments.

نظارت بر هموگلوبینوری در برخی درمان‌ها مهم است.

haemoglobinuria is often diagnosed through a urinalysis.

هموگلوبینوری اغلب از طریق آزمایش ادرار تشخیص داده می‌شود.

understanding haemoglobinuria helps in patient management.

درک هموگلوبینوری به مدیریت بیمار کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید