hypochromic anemia
کمرنگی آنمی
hypochromic cells
سلولهای کمرنگ
hypochromic microcytic
میکروسیتیک کمرنگ
hypochromic blood
خون کمرنگ
hypochromic features
ویژگیهای کمرنگ
hypochromic morphology
مورفولوژی کمرنگ
hypochromic index
شاخص کمرنگی
hypochromic variants
گونههای کمرنگ
hypochromic response
پاسخ کمرنگ
hypochromic characteristics
ویژگیهای کمرنگ
the patient was diagnosed with hypochromic anemia.
بیمار به کمرنگی خونی مبتلا تشخیص داده شد.
hypochromic red blood cells can indicate a deficiency in iron.
گلبولهای قرمز کمرنگ میتوانند نشاندهنده کمبود آهن باشند.
doctors often look for hypochromic features in blood tests.
پزشکان اغلب به دنبال ویژگیهای کمرنگی در آزمایشهای خون میگردند.
hypochromic conditions may require specific dietary changes.
شرایط کمرنگی ممکن است نیاز به تغییرات غذایی خاصی داشته باشد.
she was concerned about her hypochromic symptoms.
او نگران علائم کمرنگی خود بود.
hypochromic cells can be a sign of chronic disease.
سلولهای کمرنگ میتوانند نشانهای از بیماری مزمن باشند.
understanding hypochromic conditions is essential for treatment.
درک شرایط کمرنگی برای درمان ضروری است.
laboratory tests revealed hypochromic characteristics in the sample.
آزمایشات آزمایشگاهی نشان دادند که نمونه دارای ویژگیهای کمرنگی است.
hypochromic changes in cells can affect oxygen transport.
تغییرات کمرنگی در سلولها میتواند بر انتقال اکسیژن تأثیر بگذارد.
she learned about hypochromic conditions in her biology class.
او در کلاس زیستشناسی خود در مورد شرایط کمرنگی یاد گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید