haick it
هایک آن
haick off
هایک خاموش
haick up
هایک بالا
haick down
هایک پایین
haick away
هایک دور
haick out
هایک بیرون
haick around
هایک اطراف
haick back
هایک عقب
haick in
هایک داخل
haick on
هایک روشن
he had a haick for adventure from a young age.
او از سن جوانی علاقه زیادی به ماجراجویی داشت.
she decided to haick a new path in her career.
او تصمیم گرفت مسیری جدید را در حرفه خود دنبال کند.
they always haick their meals together as a family.
آنها همیشه به عنوان یک خانواده وعده غذایی خود را با هم میخوردند.
he has a haick for solving complex problems.
او علاقه زیادی به حل مسائل پیچیده دارد.
she likes to haick her own clothes instead of buying them.
او ترجیح میدهد لباسهای خود را بدوزد به جای اینکه آنها را بخرد.
we should haick a plan before the meeting.
ما باید قبل از جلسه یک برنامه تنظیم کنیم.
he had a haick for storytelling that captivated everyone.
او در تعریف و بیان داستانگویی چنان مهارت داشت که همه را مجذوب خود میکرد.
they decided to haick a vacation to the mountains.
آنها تصمیم گرفتند برای تعطیلات به کوهها بروند.
she has a haick for painting beautiful landscapes.
او علاقه زیادی به نقاشی مناظر زیبا دارد.
he loves to haick his friends for a weekend getaway.
او عاشق این است که دوستانش را برای یک سفر آخر هفته دورهم جمع کند.
haick it
هایک آن
haick off
هایک خاموش
haick up
هایک بالا
haick down
هایک پایین
haick away
هایک دور
haick out
هایک بیرون
haick around
هایک اطراف
haick back
هایک عقب
haick in
هایک داخل
haick on
هایک روشن
he had a haick for adventure from a young age.
او از سن جوانی علاقه زیادی به ماجراجویی داشت.
she decided to haick a new path in her career.
او تصمیم گرفت مسیری جدید را در حرفه خود دنبال کند.
they always haick their meals together as a family.
آنها همیشه به عنوان یک خانواده وعده غذایی خود را با هم میخوردند.
he has a haick for solving complex problems.
او علاقه زیادی به حل مسائل پیچیده دارد.
she likes to haick her own clothes instead of buying them.
او ترجیح میدهد لباسهای خود را بدوزد به جای اینکه آنها را بخرد.
we should haick a plan before the meeting.
ما باید قبل از جلسه یک برنامه تنظیم کنیم.
he had a haick for storytelling that captivated everyone.
او در تعریف و بیان داستانگویی چنان مهارت داشت که همه را مجذوب خود میکرد.
they decided to haick a vacation to the mountains.
آنها تصمیم گرفتند برای تعطیلات به کوهها بروند.
she has a haick for painting beautiful landscapes.
او علاقه زیادی به نقاشی مناظر زیبا دارد.
he loves to haick his friends for a weekend getaway.
او عاشق این است که دوستانش را برای یک سفر آخر هفته دورهم جمع کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید