hairspring

[ایالات متحده]/ˈheəˌsprɪŋ/
[بریتانیا]/ˈhɛrˌsprɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فنر ظریف در ساعت یا ساعت مچی که حرکت چرخ دنده‌ها را تنظیم می‌کند
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

hairspring adjustment

تنظیم فنر ساعت

hairspring balance

تعادل فنر ساعت

hairspring length

طول فنر ساعت

hairspring design

طراحی فنر ساعت

hairspring material

جنس فنر ساعت

hairspring properties

ویژگی‌های فنر ساعت

hairspring tension

کشیدگی فنر ساعت

hairspring coil

نورد فنر ساعت

hairspring manufacturing

تولید فنر ساعت

hairspring quality

کیفیت فنر ساعت

جملات نمونه

the hairspring is a crucial component of a mechanical watch.

نخوش، یک جزء حیاتی در یک ساعت مکانیکی است.

adjusting the hairspring can improve the accuracy of the watch.

تنظیم نخوش می‌تواند دقت ساعت را بهبود بخشد.

many watchmakers specialize in repairing hairsprings.

بسیاری از ساعت‌سازان در تعمیر نخوش تخصص دارند.

a broken hairspring can cause the watch to lose time.

شکستگی نخوش می‌تواند باعث شود ساعت زمان را از دست بدهد.

the hairspring's elasticity is vital for its function.

کشش نخوش برای عملکرد آن حیاتی است.

hairspring technology has advanced significantly in recent years.

فناوری نخوش در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

some luxury watches feature a hairspring made of silicon.

برخی از ساعت‌های لوکس دارای نخوش ساخته شده از سیلیکون هستند.

the hairspring is often the most delicate part of the movement.

نخوش اغلب نازک‌ترین قسمت مکانیزم است.

watch enthusiasts often discuss the merits of different hairspring designs.

علاقه‌مندان به ساعت اغلب در مورد مزایای طرح‌های مختلف نخوش بحث می‌کنند.

precision in crafting the hairspring is essential for watchmaking.

دقت در ساختن نخوش برای ساعت‌سازی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید