timekeeping

[ایالات متحده]/'taɪm,kiːpɪŋ/
[بریتانیا]/'taɪmkipɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمان‌سنجی

جملات نمونه

accurate timekeeping is essential for a successful project

ثبت زمان دقیق برای یک پروژه موفق ضروری است

modern technology has greatly improved timekeeping efficiency

فناوری مدرن به طور قابل توجهی کارایی ثبت زمان را بهبود بخشیده است

timekeeping is crucial in the field of sports

ثبت زمان در زمینه ورزش‌ها بسیار مهم است

the timekeeping device malfunctioned during the race

دستگاه ثبت زمان در طول مسابقه از کار افتاد

good timekeeping skills are valued in the workplace

مهارت‌های خوب ثبت زمان در محیط کار ارزشمند هستند

the company invested in a new timekeeping system

شرکت در یک سیستم جدید ثبت زمان سرمایه گذاری کرد

timekeeping errors can lead to serious consequences

اشتباهات ثبت زمان می تواند منجر به عواقب جدی شود

he was praised for his accurate timekeeping during the event

او به خاطر ثبت زمان دقیقش در طول رویداد مورد تحسین قرار گرفت

the importance of timekeeping cannot be overstated

اهمیت ثبت زمان را نمی توان بیش از حد تاکید کرد

she has a talent for precise timekeeping

او استعداد ثبت زمان دقیق دارد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید