hakka

[ایالات متحده]/'hækə/
[بریتانیا]/'hɑːkə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه قومی چینی که از منطقه هکّا نشأت می‌گیرد؛ زبان هکّا؛ آشپزی هکّا

عبارات و ترکیب‌ها

hakka cuisine

آشپزی هاکا

hakka people

قوم هاکا

hakka culture

فرهنگ هاکا

hakka dialect

لهجه هاکا

hakka tea

چای هاکا

hakka festival

جشنواره هاکا

hakka tradition

آداب و رسوم هاکا

hakka folk

فولکلور هاکا

hakka music

موسیقی هاکا

hakka roots

ریشه‌های هاکا

جملات نمونه

hakka cuisine is known for its unique flavors.

غذاهای هاکا به خاطر طعم‌های منحصر به فردشان شناخته شده‌اند.

many people enjoy learning the hakka dialect.

بسیاری از مردم از یادگیری لهجه هاکا لذت می‌برند.

the hakka culture has a rich history.

فرهنگ هاکا دارای تاریخ غنی است.

she attended a hakka festival last weekend.

او آخر هفته گذشته در یک جشنواره هاکا شرکت کرد.

hakka people are known for their hospitality.

مردم هاکا به خاطر مهمان‌نوازی‌شان شناخته شده‌اند.

they serve traditional hakka dishes at the restaurant.

آنها غذاهای سنتی هاکا را در رستوران سرو می‌کنند.

learning about hakka traditions can be fascinating.

آشنایی با سنت‌های هاکا می‌تواند جالب باشد.

he is proud of his hakka heritage.

او به ارثیه هاکا خود افتخار می‌کند.

the hakka language has many dialects.

زبان هاکا لهجه‌های زیادی دارد.

hakka tea is a popular beverage in the region.

چای هاکا یک نوشیدنی محبوب در این منطقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید