half-landing

[ایالات متحده]/[hɑːf ˈlændɪŋ]/
[بریتانیا]/[hɑːf ˈlændɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پلتفورم کوچک در یک پله، معمولاً بین دو پله؛ یک پلتفورم کوچک در یک پله، به ویژه آنچه که یک طبقه کامل نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

on the half-landing

در نیمه پله

half-landing space

فضای نیمه پله

reached the half-landing

به نیمه پله رسید

near half-landing

نزدیک نیمه پله

descending half-landing

نزول نیمه پله

half-landing view

نما نیمه پله

at half-landing

در نیمه پله

half-landing area

منطقه نیمه پله

found half-landing

نیمه پله پیدا کرد

جملات نمونه

we stopped at the half-landing to catch our breath.

ما در نیمه‌پله متوقف شدیم تا نفس خود را بگیریم.

the old house had a charming half-landing with a decorative railing.

خانه قدیمی یک نیمه‌پله جذاب با یک مبلمان زیبا داشت.

he paused on the half-landing, listening for any sounds.

او در نیمه‌پله متوقف شد و به دنبال هر گونه صدایی گوش داد.

the children were warned not to play on the half-landing.

به کودکان یادآوری شد که نباید روی نیمه‌پله بازی کنند.

she leaned against the banister on the half-landing, looking down.

او در نیمه‌پله به مبلمان گریزید و پایین نگاه کرد.

the staircase ended abruptly at the half-landing.

چرخه‌های پله به طور ناگهانی در نیمه‌پله پایان یافت.

he carefully carried the potted plant up to the half-landing.

او با دقت گیاه گلدانی را تا نیمه‌پله بالا برد.

the view from the half-landing was quite impressive.

نگاه از نیمه‌پله بسیار جذاب بود.

the realtor pointed out the unique half-landing feature of the property.

وکیل مالکیت ویژگی منحصر به فرد نیمه‌پله این ملک را نشان داد.

she tripped on the stairs just before the half-landing.

او در پله‌ها قبل از نیمه‌پله لیپید.

the decorative lighting highlighted the half-landing beautifully.

نورپردازی زیبا نیمه‌پله را به خوبی تاکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید