halfpennyworths

[ایالات متحده]/ˈhælfpəniˌwɜːθs/
[بریتانیا]/ˈhælfpəniˌwɜrθs/

ترجمه

n. چیزهای بی‌ارزش; اقلامی به ارزش نیم پنی

عبارات و ترکیب‌ها

halfpennyworths of wisdom

مقدار کمی خرد

halfpennyworths of advice

مقدار کمی نصیحت

halfpennyworths of knowledge

مقدار کمی دانش

halfpennyworths of fun

مقدار کمی تفریح

halfpennyworths of effort

مقدار کمی تلاش

halfpennyworths of time

مقدار کمی زمان

halfpennyworths of experience

مقدار کمی تجربه

halfpennyworths of laughter

مقدار کمی خنده

halfpennyworths of talent

مقدار کمی استعداد

halfpennyworths of joy

مقدار کمی شادی

جملات نمونه

he bought halfpennyworths of sweets for the children.

او مقداری شیرینی ارزان برای کودکان خرید.

they always argue over halfpennyworths of change.

آنها همیشه بر سر سکه‌های کوچک اختلاف نظر دارند.

she spent her last halfpennyworths on a lottery ticket.

او آخرین پول‌های کم‌ارزش خود را برای بلیط لاتاری خرج کرد.

the shop sells halfpennyworths of various snacks.

فروشگاه تنقلات مختلف ارزان را می‌فروشد.

he always complains about halfpennyworths of work.

او همیشه در مورد کارهای کم‌ارزش شکایت می‌کند.

we could only afford halfpennyworths of the best items.

ما فقط توانستیم بهترین‌ها را با پول کم بخریم.

she saved her halfpennyworths to buy a gift.

او پول‌های کم‌ارزش خود را برای خرید هدیه پس انداز کرد.

they exchanged halfpennyworths of gossip at the café.

آنها در کافه شایعات ارزان را رد و بدل کردند.

he thinks his opinions are worth halfpennyworths.

او فکر می‌کند نظراتش ارزش کمی دارند.

she offered halfpennyworths of advice to her friends.

او نصیحت‌های کم‌ارزش به دوستانش ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید