halfpennyworths of wisdom
مقدار کمی خرد
halfpennyworths of advice
مقدار کمی نصیحت
halfpennyworths of knowledge
مقدار کمی دانش
halfpennyworths of fun
مقدار کمی تفریح
halfpennyworths of effort
مقدار کمی تلاش
halfpennyworths of time
مقدار کمی زمان
halfpennyworths of experience
مقدار کمی تجربه
halfpennyworths of laughter
مقدار کمی خنده
halfpennyworths of talent
مقدار کمی استعداد
halfpennyworths of joy
مقدار کمی شادی
he bought halfpennyworths of sweets for the children.
او مقداری شیرینی ارزان برای کودکان خرید.
they always argue over halfpennyworths of change.
آنها همیشه بر سر سکههای کوچک اختلاف نظر دارند.
she spent her last halfpennyworths on a lottery ticket.
او آخرین پولهای کمارزش خود را برای بلیط لاتاری خرج کرد.
the shop sells halfpennyworths of various snacks.
فروشگاه تنقلات مختلف ارزان را میفروشد.
he always complains about halfpennyworths of work.
او همیشه در مورد کارهای کمارزش شکایت میکند.
we could only afford halfpennyworths of the best items.
ما فقط توانستیم بهترینها را با پول کم بخریم.
she saved her halfpennyworths to buy a gift.
او پولهای کمارزش خود را برای خرید هدیه پس انداز کرد.
they exchanged halfpennyworths of gossip at the café.
آنها در کافه شایعات ارزان را رد و بدل کردند.
he thinks his opinions are worth halfpennyworths.
او فکر میکند نظراتش ارزش کمی دارند.
she offered halfpennyworths of advice to her friends.
او نصیحتهای کمارزش به دوستانش ارائه داد.
halfpennyworths of wisdom
مقدار کمی خرد
halfpennyworths of advice
مقدار کمی نصیحت
halfpennyworths of knowledge
مقدار کمی دانش
halfpennyworths of fun
مقدار کمی تفریح
halfpennyworths of effort
مقدار کمی تلاش
halfpennyworths of time
مقدار کمی زمان
halfpennyworths of experience
مقدار کمی تجربه
halfpennyworths of laughter
مقدار کمی خنده
halfpennyworths of talent
مقدار کمی استعداد
halfpennyworths of joy
مقدار کمی شادی
he bought halfpennyworths of sweets for the children.
او مقداری شیرینی ارزان برای کودکان خرید.
they always argue over halfpennyworths of change.
آنها همیشه بر سر سکههای کوچک اختلاف نظر دارند.
she spent her last halfpennyworths on a lottery ticket.
او آخرین پولهای کمارزش خود را برای بلیط لاتاری خرج کرد.
the shop sells halfpennyworths of various snacks.
فروشگاه تنقلات مختلف ارزان را میفروشد.
he always complains about halfpennyworths of work.
او همیشه در مورد کارهای کمارزش شکایت میکند.
we could only afford halfpennyworths of the best items.
ما فقط توانستیم بهترینها را با پول کم بخریم.
she saved her halfpennyworths to buy a gift.
او پولهای کمارزش خود را برای خرید هدیه پس انداز کرد.
they exchanged halfpennyworths of gossip at the café.
آنها در کافه شایعات ارزان را رد و بدل کردند.
he thinks his opinions are worth halfpennyworths.
او فکر میکند نظراتش ارزش کمی دارند.
she offered halfpennyworths of advice to her friends.
او نصیحتهای کمارزش به دوستانش ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید