hallucinoses

[ایالات متحده]/həˌluːsɪˈnəʊsɪs/
[بریتانیا]/həˌluːsɪˈnoʊsɪs/

ترجمه

n. شرایطی که با توهمات مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

visual hallucinosis

توهمات بصری

auditory hallucinosis

توهمات شنیداری

substance-induced hallucinosis

توهمات ناشی از مواد

chronic hallucinosis

توهمات مزمن

acute hallucinosis

توهمات حاد

drug-induced hallucinosis

توهمات ناشی از دارو

psychotic hallucinosis

توهمات روانی

hallucinatory hallucinosis

توهمات توهمی

organic hallucinosis

توهمات ارگانیک

temporary hallucinosis

توهمات موقتی

جملات نمونه

hallucinosis can lead to severe psychological distress.

توهم می‌تواند منجر به ناراحتی روانی شدید شود.

patients with hallucinosis often experience vivid imagery.

بیماران مبتلا به توهم اغلب تصاویر واضح را تجربه می‌کنند.

hallucinosis is sometimes mistaken for other mental disorders.

توهم گاهی اوقات با سایر اختلالات روانی اشتباه گرفته می‌شود.

doctors may prescribe medication to treat hallucinosis.

پزشکان ممکن است دارو برای درمان توهم تجویز کنند.

understanding the causes of hallucinosis is crucial for treatment.

درک علل توهم برای درمان بسیار مهم است.

hallucinosis can occur due to substance abuse.

توهم می‌تواند به دلیل سوء استفاده از مواد رخ دهد.

therapy can help patients cope with hallucinosis.

درمان می‌تواند به بیماران کمک کند تا با توهم کنار بیایند.

hallucinosis symptoms may vary from person to person.

علائم توهم ممکن است از شخص به شخص متفاوت باشد.

early intervention is important for those suffering from hallucinosis.

مداخله زودهنگام برای کسانی که از توهم رنج می‌برند مهم است.

research into hallucinosis is ongoing in the medical field.

تحقیقات در مورد توهم در زمینه پزشکی ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید