halmas

[ایالات متحده]/ˈhɑːlməs/
[بریتانیا]/ˈhɑl.məs/

ترجمه

n. نوعی بازی تخته‌ای مشابه چکرز؛ یک نام خانوادگی؛ (فنلاندی، چک) هالما

عبارات و ترکیب‌ها

halmas day

روز هالماس

halmas festival

جشنواره هالماس

halmas celebration

جشن هالماس

halmas event

رویداد هالماس

halmas gathering

همایش هالماس

halmas parade

پاراد هالماس

halmas dinner

شام هالماس

halmas tradition

آداب و رسوم هالماس

halmas gifts

هدیه هالماس

halmas spirit

روحیه هالماس

جملات نمونه

halmas is a traditional festival celebrated in many cultures.

هالماس یک جشنواره سنتی است که در بسیاری از فرهنگ‌ها جشن گرفته می‌شود.

during halmas, people often exchange gifts and greetings.

در طول هالماس، مردم اغلب هدایا و احوالپرسی رد و بدل می‌کنند.

halmas brings families together to celebrate.

هالماس خانواده‌ها را گرد هم می‌آورد تا جشن بگیرند.

many delicious dishes are prepared for halmas festivities.

بسیاری از غذاهای خوشمزه برای جشن‌های هالماس تهیه می‌شوند.

children look forward to halmas for the fun and joy.

کودکان مشتاقانه منتظر هالماس برای سرگرمی و شادی هستند.

halmas is a time for reflection and gratitude.

هالماس زمانی برای تفکر و قدردانی است.

people often decorate their homes for halmas.

مردم اغلب خانه‌های خود را برای هالماس تزئین می‌کنند.

halmas celebrations can vary from one region to another.

جشن‌های هالماس ممکن است از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشد.

music and dance are integral parts of halmas celebrations.

موسیقی و رقص اجزای جدایی‌ناپذیر جشن‌های هالماس هستند.

many communities organize events to celebrate halmas together.

بسیاری از جوامع رویدادهایی را برای جشن با هم در هالماس سازماندهی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید