| قسمت سوم فعل | hamstrung |
| شکل سوم شخص مفرد | hamstrings |
| صفت یا فعل حال استمراری | hamstringing |
| جمع | hamstrings |
| زمان گذشته | hamstrung |
pulled hamstring
کشیدگی عضلانی همسترینگ
hamstring injury
آسیب همسترینگ
tight hamstring
همسترینگ سفت
hamstring strain
گرفتگی همسترینگ
hamstring flexibility
انعطافپذیری همسترینگ
hamstring stretch
کشش همسترینگ
hamstring exercises
تمرینات همسترینگ
weak hamstring
همسترینگ ضعیف
sore hamstring
همسترینگ دردناک
he was ruled out of the game with a hamstring pull.
او به دلیل کشیدگی عضلانی همسترینگ از بازی کنار گذاشته شد.
He pulled his hamstring while running.
او در حین دویدن عضله همسترینگ خود را پاره کرد.
The athlete's hamstring injury will require surgery.
آسیب همسترینگ ورزشکار نیاز به جراحی خواهد داشت.
Stretching can help prevent hamstring injuries.
کشش می تواند به جلوگیری از آسیب های همسترینگ کمک کند.
She felt a sharp pain in her hamstring during the race.
او در حین مسابقه درد شدیدی در عضله همسترینگ خود احساس کرد.
Physical therapy is often used to rehabilitate a strained hamstring.
فیزیوتراپی اغلب برای توانبخشی عضله همسترینگ آسیب دیده استفاده می شود.
He has a history of hamstring problems.
او سابقه مشکلات همسترینگ دارد.
The sprinter's powerful hamstring muscles give him an advantage in races.
عضلات همسترینگ قوی دونده سرعت به او برتری در مسابقات می دهد.
She is doing exercises to strengthen her hamstrings.
او در حال انجام تمریناتی برای تقویت عضلات همسترینگ خود است.
The physical therapist recommended hamstring stretches for flexibility.
فیزیوتراپ کشش های همسترینگ را برای انعطاف پذیری توصیه کرد.
Running uphill can put extra strain on the hamstrings.
دویدن در سربالایی می تواند فشار بیشتری به عضلات همسترینگ وارد کند.
pulled hamstring
کشیدگی عضلانی همسترینگ
hamstring injury
آسیب همسترینگ
tight hamstring
همسترینگ سفت
hamstring strain
گرفتگی همسترینگ
hamstring flexibility
انعطافپذیری همسترینگ
hamstring stretch
کشش همسترینگ
hamstring exercises
تمرینات همسترینگ
weak hamstring
همسترینگ ضعیف
sore hamstring
همسترینگ دردناک
he was ruled out of the game with a hamstring pull.
او به دلیل کشیدگی عضلانی همسترینگ از بازی کنار گذاشته شد.
He pulled his hamstring while running.
او در حین دویدن عضله همسترینگ خود را پاره کرد.
The athlete's hamstring injury will require surgery.
آسیب همسترینگ ورزشکار نیاز به جراحی خواهد داشت.
Stretching can help prevent hamstring injuries.
کشش می تواند به جلوگیری از آسیب های همسترینگ کمک کند.
She felt a sharp pain in her hamstring during the race.
او در حین مسابقه درد شدیدی در عضله همسترینگ خود احساس کرد.
Physical therapy is often used to rehabilitate a strained hamstring.
فیزیوتراپی اغلب برای توانبخشی عضله همسترینگ آسیب دیده استفاده می شود.
He has a history of hamstring problems.
او سابقه مشکلات همسترینگ دارد.
The sprinter's powerful hamstring muscles give him an advantage in races.
عضلات همسترینگ قوی دونده سرعت به او برتری در مسابقات می دهد.
She is doing exercises to strengthen her hamstrings.
او در حال انجام تمریناتی برای تقویت عضلات همسترینگ خود است.
The physical therapist recommended hamstring stretches for flexibility.
فیزیوتراپ کشش های همسترینگ را برای انعطاف پذیری توصیه کرد.
Running uphill can put extra strain on the hamstrings.
دویدن در سربالایی می تواند فشار بیشتری به عضلات همسترینگ وارد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید