hardbakes

[ایالات متحده]/ˈhɑːdbeɪks/
[بریتانیا]/ˈhɑrdbeɪks/

ترجمه

n. نوعی آبنبات که حاوی بادام است

عبارات و ترکیب‌ها

hardbakes cookies

نان‌های خانگی کوکی

hardbakes bread

نان‌های خانگی

hardbakes treats

خوراکی‌های خانگی

hardbakes snacks

میان‌وعده‌های خانگی

hardbakes dessert

دسر خانگی

hardbakes pies

پای‌های خانگی

hardbakes pastries

شیرینی‌های خانگی

hardbakes cakes

کیک‌های خانگی

hardbakes bars

بار خانگی

جملات نمونه

she hardbakes cookies every saturday.

او هر شنبه کوکی را به صورت خانگی پخته است.

they hardbakes bread for the local bakery.

آنها نان را برای نانوایی محلی به صورت خانگی پخته اند.

he hardbakes cakes for special occasions.

او کیک را برای مناسبت های خاص به صورت خانگی پخته است.

we hardbakes treats for the school fundraiser.

ما خوراکی ها را برای کمک هزینه مدرسه به صورت خانگی پخته ایم.

she hardbakes pastries with unique flavors.

او شیرینی ها را با طعم های منحصر به فرد به صورت خانگی پخته است.

they hardbakes brownies that everyone loves.

آنها براونی درست می کنند که همه آن را دوست دارند.

he hardbakes pies using fresh ingredients.

او پای را با استفاده از مواد تازه به صورت خانگی پخته است.

we hardbakes muffins for the morning meeting.

ما مافین را برای جلسه صبح به صورت خانگی پخته ایم.

she hardbakes scones for tea time.

او اسکان ها را برای وقت چای به صورت خانگی پخته است.

they hardbakes cupcakes for the birthday party.

آنها کاپ کیک را برای مهمانی تولد به صورت خانگی پخته اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید